تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1225

مساهمون:

ص١٢٢٥
زر گنج را آن فسونگر شعار * برآورد با دم ز سوراخ مار « 1 »
ز املاك و اسباب و نقد و عقار * ز فيل و بغال و بعير و حمار
به هر ضيعه از هر كه در هر كجا * كه بودش گمان ، كرد اخذ از جفا « 2 »
او فتحعلى را متهم مىكند كه شاه را به « باغ فرح » فرستاده و خود اختياردار تمامى امور شده است :
بده اختيارى كه كل جهان * مرا بنده باشند از مال و جان « 3 »
به تعمير « باغ فرح » روز و شب * به اقبال مشغول شو بىتعب « 4 »
وى ضمن ابيات شمارهء 851 - 863 بخشى از اعمال اين وزير را كه از زمينه‌هاى برآمدن فتنهء افغان بوده ، ياد كرده است :
برآورد از جان عالم فغان * كه زاييد « افغان » ز بيدادشان « 5 »
يكى از اعمال او ، دور كردن انسان‌هاى آزاده از محدودهء حاكميت بوده است كه آثار چنين سياستى قابل پيش‌بينى است :
دگر هر كه را ديده آزاده مرد * بگفتا برو كوه و صحرا بگرد « 6 »
وى در ادامه فصل مشبعى از سياست‌هاى او را در نصب و عزل افراد ياد كرده و به انتقاد از آن‌ها پرداخته است :
ز قتل و ز تاراج و فسق و فجور * به دريا هم از فتنه افكند شور
لرستان هم از سعى آن سحر فن * چو ملك عرب گشت دار الفتن « 7 »
اعتمادالدولهء بعد از فتحعلى خان ، محمد قلى خان شاملو است ؛ شاعر ما با اين ابيات به استقبال او رفته است :
سفيهى فلاطون‌منش دبّ خر * در آروق دايم رجوع البقر
چنان ابله و دنگ و مدهوش بود * كه پيوسته در خواب خرگوش بود
همه‌شب به لهو و فسوق و فجور * به اصحاب خاصى كه بودش ضرور « 8 »
در اينجا نيز شاعر از سياست‌هاى او در برخى از مناطق و موارد ياد كرده و به انتقاد از او
هامش
( 1 ) . بيت ش 538 ( 2 ) . بيت‌هاى ش 842 - 843 ( 3 ) . بيت ش 846 ( 4 ) . بيت ش 849 ( 5 ) . بيت ش 852 ( 6 ) . بيت ش 860 ( 7 ) . بيت‌هاى ش 928 - 929 ( 8 ) . بيت‌هاى ش 1089 - 1091