چنان دامن از فسق تر كردهاند * كه خون حيا را هدر كردهاند « 1 »
اشعارى كه در حول و حوش شعر فوق سروده شده ، بيشتر ناظر به تحولات سالهاى 1137 - 1138 است ؛ در اين سالها كه ناظم مدتى از آن را هم در زندان بوده ، مير سيد احمد صفوى را پليدتر از محمود افغان مىشناساند و فصولى خاص را به اعمال زشت او اختصاص مىدهد :
ز اظهار و اعلان فسق و فجور * ز كردار نالايق و قول زور
ز جبن و ز خسّت ، ز زن شيوهگى * ز نامردى و فتنه و ليوهگى « 2 »
ز غسل جنابت بود مجتنب * نمازش بود فعل لهو و لعب « 3 »
به هر روى اين فساد ايران و حاكمان و اميران بوده است كه چنين نتيجهاى را در پى آورده است :
چو ميران ناموس گشتند مست * قرقهاى امر الهى شكست « 4 »
به لهو و لعب جمله مفتون شده * همه ليلى خويش و مجنون شده « 5 »
چو با لهو و تنپرورى گشت رام * نبيند دگر دولتش انتظام « 6 »
دربارهء شيوع رشوه در حكومت مىگويد :
چو در دولتى رشوه گرديد باب * اساسش شود بىتأمّل خراب « 7 »
6 - انتقاد از دو اعتماد الدولة
اعتماد الدولة عنوان وزير شاه صفوى بود كه بعدها جاى خود را به لقب صدر اعظم و سپس نخست وزير داد . در دورهء اخير صفوى ، دو اعتماد الدولة بر سر كار آمدند كه ناظم ما از هر دو گلهمند است . يكى از آنان فتحعلى داغستانى است كه گفته شده است به تحريك ملاباشى و حكيم باشى ، شاه حكم به كور كردن وى داد . در حالى كه كسانى بر لياقت او تأكيد كردهاند ، « 8 » شاعر مكافاتنامه از وى انتقاد مىكند :
به غير از وزير فريبنده كار * به صورت چو طاووس سيرت چو مار « 9 »
هامش
( 1 ) . بيت ش 500
( 2 ) . بيتهاى ش 558 - 559
( 3 ) . بيت ش 561
( 4 ) . بيت ش 699
( 5 ) . بيت ش 831
( 6 ) . بيت ش 957
( 7 ) . بيت ش 955
( 8 ) . مرعشى ، مجمع التواريخ ، ص 48
( 9 ) . بيت ش 836