وى از ميرزا محمد حسين نامى كه رياست دفترخانه را داشته تمجيد مىكند ، اما او را نيز گرفتار ديگر كارمندان دفترخانه دانسته است :
همه مصدر فتنه و شور و شين * بجز ميرزايى محمد حسين
اگرچه به كتّاب سالار بود * و ليكن از ايشان در آزار بود « 1 »
4 - انتقاد از سيرت شاه
به رغم اعتقاد شاعر به مشروعيت صفويان و شخص شاه سلطان حسين ، و با وجود تمجيدى كه از وى كرده ، با ظرافت و زيركى به انتقاد از او نيز پرداخته است . ما پيش از اين اشاره كرديم كه مهمترين خصلت شاه « ضعف وى در اداره امور » بوده است . شاعر مكافاتنامه كه از نزديك با شاه آشنا بوده است ، تحت عنوان بيان « صفات حميده و ملكات پسنديده خسرو آفاق » در ظاهر به تمجيد از او پرداخته ، اما به كنايت اين ويژگى او را عيان كرده است :
چو او شاه در عرصهء اقتدار * نديده است شطرنجى روزگار « 2 »
كريم و نعيم و حليم و رحيم * ولى با زن و خواجه ، طفل و حكيم
لطيف و نظيف و رفيق و شفيق * چو آيينه و آب ، قلبش رقيق
ز بس بود راحم به هر نيك و بد * به نامرد هم حرف تندى نزد
عدو را نمىخواست غمگين كند * مبادا كه بيچاره نفرين كند
كسى گر ز امرش تخلّف نمود * به رويش ز فرط غضب تف نمود « 3 »
نمودى اگر خصم ملكش خراب * همىكرد از غصّه چشمى پرآب « 4 »
او با متهم كردن نزديكان وى به نادرستى و اثرپذيرى او از آنان ، اظهار مىكند كه سخن درست را نمىپذيرفته است :
چو بودند خاصان او نادرست * نمىداد گوشى به حرف درست « 5 »
مهمتر از همه ، تفكر افراطى آخرتگراى اوست كه خود متأثر از برخى افكار صوفىمنشانه مىباشد ( گرچه دولت او ضد تصوف بود ) . از نظر ناظم عارف ما ، يكى از مشكلات اصلى او همين بود :
هامش
( 1 ) . بيتهاى ش 427 - 428
( 2 ) . بيت ش 247
( 3 ) . بيتهاى ش 250 - 253
( 4 ) . بيت ش 256
( 5 ) . بيت ش 262