تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1215

مساهمون:

ص١٢١٥
چو خواهد فرستد به قومى عذاب * كند ابلهى چند را كامياب « 1 »
چو درياى قهرش تلاطم كند * ره چاره را عقل كل گم كند « 2 »
اعتقاد قاطع شاعر ما به تحليل تعليل‌گونهء رخدادها در چند جا ، مورد تأكيد قرار گرفته است ؛ او با اينكه در فصلى خاص « شكوه از چرخ ستمكار » مىكند و مىگويد :
فلك از توام سينه پرآذر است * درونم چو مجمر پر از اخگر است « 3 »
چها كردى اى چرخ بىآبرو * تفو بر تو اى بىمروّت تفو « 4 »
اما پس از آن تحت عنوان « استدراك و التفات از شكوه چرخ به تحقيق معنى عدالت » گوشزد مىكند كه هر اقدامى صورت گرفته ، عادلانه بوده است :
مكن شكوه از چرخ و از كار او * ميازار خود را از آزار او
مپندار خود سر جفا مىكند * در اين داورىها خطا مىكند « 5 »
بهترين مصداق تبهكارى در جامعه آن است كه بر اثر رفتار ناشايست حاكمان ، همهء ارزش‌ها دگرگون شده و ضد ارزش‌ها به عنوان ارزش شناخته شود ؛ چه چندى كه بر اين منوال بگذرد ، پايه‌هاى چنين جامعه‌اى سست شده و در سراشيبى انحطاط قرار مىگيرد :
شود قابليّت به حمق و به زر * نبخشد نهال نجابت ثمر
به منصب شود عيب ريش سفيد * شود مسند از نوخطان مستفيد
اساس سلاطين بپاشد ز هم * سپاهى شود بىسلاح از ستم « 6 »
شود هر دنىّ واجب الاحترام * كشد هر وضيع از شريف انتقام « 7 »
نه از دين اثر ماند و نه ز شرع * همه حبّ دنيا شود اصل شرع « 8 »
ز غفلت همه مست و ابله شوند * ز نكبت چنان سست و بىته شوند « 9 »
طمع همّت و لؤم و خسّت كرم * دنائت عطا ، جبن و ذلّت شيم « 10 »
خيانت درستى و صوفيگرى * ديانت شود زرق و جبّه برى
هامش
( 1 ) . بيت ش 289 ( 2 ) . بيت ش 201 ( 3 ) . بيت ش 626 ( 4 ) . بيت ش 682 ( 5 ) . بيت‌هاى ش 683 - 684 ( 6 ) . بيت‌هاى ش 204 - 206 ( 7 ) . بيت ش 208 ( 8 ) . بيت ش 210 ( 9 ) . بيت ش 220 ( 10 ) . بيت ش 223