در صحنهء برخوردار نيست . وى بدان جهت كه مخاطبش علما بودهاند ، از ديگر گروهها كمتر سخن گفته است . همچنين به دليل آنكه گرايش عارفانه داشته ، خواسته است تا فقيهان را كه برخى از بزرگانشان شيخ الاسلام و صدر و ملاباشى بودند ، بيشتر مورد عتاب قرار دهد . اما بايد دانست كه كسانى از اين شيخالاسلامان گرفتار اتراف و خلعتهاى شاهانه بودهاند . اين نكتهاى است كه عبد النبى قزوينى از علماى نيمهء دوم قرن دوازدهم هجرى دربارهء محمد حسين تبريزى آخرين ملاباشى شاه سلطان حسين صفوى ابراز كرده است . « 1 »
جداى از مطالبى كه قطب الدين در رسالهء طب الممالك آورده ، در فصل الخطاب نيز نكاتى دربارهء سقوط صفويه بيان كرده است كه به تفصيل به آن خواهيم پرداخت . قطب الدين در اشعارى كه در فصل الخطاب آورده ، بيشتر توجهش به مسألهء تعارض موجود ميان فقيهان و عارفان و به عبارتى سختگيرىهاى فقيهان حاكم نسبت به عارفان است . آنچه كه صرف نظر از درگيرى ، به عنوان يك تحليل علمى عرضهشده ، اين است كه بنا به اظهار قطب الدين ، بناى دولت صفوى بر تصوّف و عرفان بوده است ؛ اين امرى است كه تاريخ به صراحت آن را تأييد مىكند و همچنين اين را كه به تدريج دولت صفوى تحت تأثير برخى از علما و فقها و نيز به دلايل سياسى ، موضع ضد تصوف به خود گرفته است .
اين موضع تا آنجا پيش رفت كه در دورهء اخير ، هيچكس حاضر نبود تا خود را صوفى و درويش بشناساند ؛ گرچه تمايلات عارفانه همچنان قوى بود . اين گونه افراد ، زير فشار مخالفت فقيهان و دولت صفوى قرار داشتند . قطب الدين بر اين باور بود كه در چنين شرايطى ، دولت صفوى كه در اصل بر پايهء تصوف استوار شده بود ، پايه و پايگاهش را از دست داد و بدين ترتيب گور خود را به دست خود كند . « 2 »
در اين نكته كه سختگيرى شديد بوده است ، ترديدى نمىتوان روا داشت ؛ « 3 » اما در اين كه تمايلات عارفانه حتى تا سالهاى آخر جريان داشته و به ويژه در برخى شهرها ( همچون شيراز ) پرنفوذ بوده ، ترديدى وجود ندارد . « 4 » در بسيارى از شهرها ، اين سختگيرىها منجر به از بين بردن و آزار و اذيّت صوفيان و عارفان شده است . آنچه كه مورد توجه قطب الدين قرار گرفته ، نسبت به ارتباط شاه با طرفداران پروپاقرص وى يعنى قزلباشان ، راست
هامش
( 1 ) . قزوينى ، تتميم امل الامل ، ص 120 ، براى توضيح بيشتر نك : نوشتار علماى اصفهان در فتنهء افغان » در همين مجموعه .
( 2 ) . براى توضيح بيشتر نك : نوشتار ديدگاههاى قطب الدين در فصل الخطاب كه در همين مجموعه چاپ شده است .
( 3 ) . نك : قزوينى ، ابو الحسن ، فوايد الصفوية ، ص 78
( 4 ) . در اين باره نك : حزين ، تاريخ و سفرنامهء حزين صص 177 - 183