تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1203

مساهمون:

ص١٢٠٣
خاموشى چراغ علم و اندراس عالمان گرديده بود . بسيارى در چنگال مرگ گرفتار شدند و بالنتيجه صدماتى بر اسلام وارد شده ، اركان دولت ضعيف گشته و بنياد سلطنت سست گرديد . اين وضع تا آنجا ادامه يافت كه افاغنه به محاصرهء اصفهان پرداخته و بر آن تسلط يافتند . « 1 » در اين تحليل ، شيوع فتنه و فساد ، از زاويهء نگرش دينى مورد تأييد قرار گرفته و بر اساس سنّت الهى كه در آيهء مزبور آمده ، « نعمت » به « نقمت » تبديل شده است . او به ويژه بر ضعف موقعيت عالمان و اندراس آثار آنان تأكيد كرده و حاصل آن را ضعف بنيهء دولت و سلطنت دانسته است . « 2 » مىتوان گفت ، كسانى كه عدم وجود علامهء مجلسى را در اين شرايط زمينهء بروز چنين رخنه‌اى در حكومت گرفته‌اند ، همين تحليل را مىپذيرفته‌اند كه نبودن يك عالم برجسته و نيرومند ، مشكلى ديگر بر مشكلات دولت افزود . شيخ يوسف بحرانى ( م 1186 ) در ذيل شرح حال علامهء مجلسى ، با اشاره به نقش سياسى - اجتماعى و علمى او در ترويج حديث ، او را در امر به معروف و نهى از منكر سخت‌گير دانسته و مىافزايد : مملكت شاه سلطان حسين كه گرفتار سستى ناشى از بىتدبيرى او در حكومت بود ، به واسطهء علامهء مجلسى محفوظ بوده و زمانى كه او درگذشت ، نواحى مختلف دچار آشوب شد . در آن سال ، قندهار از دست رفت و عاقبت خرابى چنان فراگير شد كه حكومت صفوى زوال يافت . « 3 » يك توجيه علمى براى اين نظريه آن است كه اصولا جامعهء عصر صفوى يك جامعهء مذهبى بود . قوام جامعهء مذهبى به عناصرى است كه انديشهء مذهبى جامعه را تغذيه مىكنند . اگر اين افراد صدمه بينند ، استوارى جامعه از ميان رفته و بنيادهاى آن سست خواهد شد . آشكار است كه نظامى نيز كه بر پايهء اين بنيادها شكل گرفته باشد ، در اولين حمله از ميان خواهد رفت . در برابر ، بايد توجه داشت كه ، كسانى از متأخرين ، شدّت نفوذ علامهء مجلسى را از عوامل سقوط دولت صفوى دانسته‌اند . « 4 »
هامش
( 1 ) . خاتون‌آبادى ، محمد حسين ، مناقب الفضلاء ، ( چاپ‌شده در ميراث حديث شيعه ، دفتر چهارم ، به كوشش جويا جهانبخش ) ، صص 465 - 466 ( 2 ) . در اينجا بايد به اين نكته توجه داد كه در رخدادهاى محاصرهء اصفهان ، از تنها روحانى كه سخن به ميان آمده همان محمد حسين تبريزى ملاباشى است ؛ ما در اين باره ، در بحث علماى اصفهان در فتنهء افغان توضيحاتى را آورده‌ايم . ( 3 ) . بحرانى ، لؤلؤة البحرين ، صص 55 - 56 ؛ گزى ، تذكرة القبور ؛ ص 69 ؛ خوانسارى اصفهانى ، روضات الجنات ، ج 2 ، ص 78 ( 4 ) . نك : براون ، تاريخ ادبيات ايران از صفويه تا عصر حاضر ، ص 127 ؛ صفا ، تاريخ ادبيات ايران ، ج 1 / 5 ص 181 . به نظر مىرسد صفا بيش از آنكه به بحث علمى پرداخته باشد گرفتار منشى كينه‌توزانه نسبت به روحانيت است .