نگردند راجع ز راه صواب * نسازند از آن ، عالمى را خراب « 1 »
گويا مقصود وى آن بوده است كه اگر شورش افاغنه ابدالى كه هرات را به تصرف خويش در آورده بودند ، سركوب مىشد ، اميدى براى سركوبى شورشهاى لزگىها در شروان ، خوارج در بحرين و از همه مهمتر افاغنه غلزائى قندهار در حمله به كرمان وجود داشت ؛ اما چه سود كه :
همه داد و بيداد سودى نكرد * چو سنگ آهن جملهشان بود سرد
نبخشيد نفعى به غير از عناد * تمسخر نمودند بر من چو باد
همه بسته بر كين من بىقرار * كمر همچو مردان اين روزگار
كه خونم بريزند و بىغم شوند * ز جام طرب مست چون جم شوند « 2 »
به دنبال آن بود كه شاه در ربيع الاول سال 1133 به سوى اصفهان حركت كرد : « 3 »
به سرعت روان گشته آن ابلهان * چو سيل خرابى سوى اصفهان « 4 »
به نظر وى ترس ، مهمترين عامل اين بازگشت بوده و شاه و درباريان ، محيط اصفهان را امنتر از هر جاى ديگر مىدانستند .
ناظم در دو مورد از زندانى شدن خود سخن گفته است ؛ اما روشن نيست ، به درستى در چه تاريخى و در ارتباط با چه جريانى زندانى شده است . در يك مورد ، در بيان نقش قهرگونه خداوند ، ساقط شدن خود را از « خانى » ياد مىكند ؛ آن هم زمانى كه اوضاع سياسى و نظامى آشفته بوده و بسيارى از صحنهء جنگ مىگريختهاند :
رقيبى كه گرد كرد زندانيم * بيفكند از مسند خانىام
اگرچه از آن خانىام عار بود * از آن كرد چاره كه ناچار بود
نمىخواست باشم به نامرد يار * كنم روز مردى ز دشمن فرار
شوم كشته يا غرق يا دستگير * شود روى مردانگىها چو قير
شود بر طرف دين و دنياى من * همه نيكنامى آباى من « 5 »
اگر مال و جاهم به تاراج داد * ولى از سرافرازيم تاج داد « 6 »
در اين بيت اشاره به نيكنامى نياكان خويش كرده كه طبعا نشانهء حضور آنان در عرصههاى
هامش
( 1 ) . بيت ش 1123 - 1125 .
( 2 ) . بيت ش 1141 - 1144
( 3 ) . مرعشى ، مجمع التواريخ ، صص 50 - 51
( 4 ) . بيت ش 1145
( 5 ) . مكافاتنامه ، بيت ش 183 - 188
( 6 ) . بيت ش 191