36 مكافاتنامه در شرح چگونگى برافتادن صفويان
سرايندهء مكافاتنامه
دربارهء ناظم مكافاتنامه به جز آنچه را كه خودش در ضمن اشعارش آورده ، چيزى نمىدانيم . استفاده از اشعار هم براى به دست آوردن زندگى نامهء شاعران ، همچنان اين دشوارى وجود دارد كه آيا اشارات شعرى مىتواند منبع نوشتن زندگى نامهء شاعر و ناظم باشد يا نه ، و اگر آرى در چه صورت ؟ پاسخ اين پرسش هرچه باشد ما هيچ راهى جز اتكاى به اين اشعار نداريم ؛ چون ، هيچچيزى دربارهء مؤلف ، جز آنچه خود آورده است نمىدانيم .
متأسفانه به دليل نقصى كه در آغاز و انجام نسخه بود ، نام ناظم را نمىدانيم ؛ هر چند ممكن است حتى اگر آغاز و انجام آن نيز در دست ما بود ، دربارهء او چيزى نمىدانستيم . از سوانح حيات وى ، تنها به چند مورد مىتوان اشاره كرد ؛ دربارهء افكار و انديشههاى وى در بخشهاى بعدى سخن خواهيم گفت .
آن چنان كه سراينده مىگويد ، وى از آغاز سلطنت شاه سلطان حسين ( از محرم 1106 ) از صاحب منصبان حكومت صفوى و كارش بيشتر سفر به استانهاى مختلف بوده است ؛ اين سفرها مربوط به كارهاى شاه و در ارتباط با شخص شاه بوده است . در اين صورت ، سن وى در جريان فتنهء افغان ، بايد بيش از پنجاه و يا قريب به شصت باشد . او در اشعارى كه راجع به كار خود آورده ، از نوع منصبى كه داشته است ياد نمىكند ؛ اما به ارتباط آن با شاه از يكسو ، و مشكلات فراوانى كه در اين راه متحمل شده ، اشاره كرده است ؛ طبعا اين اشعار را زمانى سروده كه به شدت گرفتار مشكل بوده و احتمالا يا در زندان بسر مىبرده ( به ادامه بحث نگاه كنيد ) و يا در اثر آشفتگى حاصل از سالهاى فتنهء افغان در اواخر عمر ، دچار بيچارگى شده است :
چه گويم از اين جور كيش آسمان * كه از نطفگى داردم بىامان
نه آسودگى ديدم از گردشش * نه بردى ز بازى پنج و شش