شاهدند كه چگونه چنين شخصى با دادن اين فتوا به « خلعت تحسين » مشرّف شده و « حكم تمكين » در « معظم امور مسلمين » به وى داده شده است .
دوم آن كه اين روش ، با روش آباء و اجدادى شاه سازگارى ندارد و بهمنزلهء « تغيير قانون مقرّر مستمر آباء و اجداد و اقدسين پادشاه دين پناه » است « كه مروجان مذهب حق ائمهء اثنا عشر عليهم السلام » بودهاند و « در اعصار ايشان ، در همهء بلدان ايمانيان ، احدى را ياراى اظهار چيزى از شعائر مخالفان » نداشت . وى با اشاره به برخى از فعاليتهاى شاه اسماعيل ، به جرأت برخى از سنيان در اظهار شعائر خود در برخى از مناطق « اطراف فارس مثل جهرم و خنج و كوه مره » اشاره كرده است . ( و نيز برگ 126 ) . پس از آن ، باز ديگر تكرار كرده كه « تشريف خلعت تحسين و حكم تمكين در معظم امور مسلمين از ديوان پادشاه » سبب مىشود تا آنها جرىتر شوند ، به ويژه كه در زمان اسماعيل متأخر ( دوم ) هم اين جرأت از آنها ظاهر شده است . پس از آن ، براى دفع شبهه از شاه صفى تأكيد مىكند كه « و غرض ، نه آن است كه العياذ بالله منه ، عنايت پادشاه دين پناه به نصرت و تقويت و حمايت دين ائمهء اثنا عشر عليهم السلام كمتر شده ، حاشا كى تواند بود كه نتيجهء كشجرة اصلها ثابت و فرعها فى السماء ثمرهء اصل خود نداشته باشد بلكه غرض آن است كه تحقق اصل جرأت و ترتب فرع بر آن ، بنا بر نبودن علماى دين مبين از مجتهدين و محدثين مؤمنين اين عصر در پايهء سرير سلطنت ابد قرين و ترك صحبت و مجالست و مشاورت و تمكين ايشان بر خلاف قانون آبا و اجداد . . . به ظهور آمده . » ( برگ 115 ) .
وى اين اقدامات را به ديوانيان منسوب مىكند و در هر حال نگران تفاوت ميان دو شيوهء پيش از زمان اين شاه و زمان اوست كه كارهايى از جمله « امر به فارسى كردن كتاب احياء ( علوم ) و اعتناى به آن و طلب تفسير مهمل شيخ ابو الفضل هندى كه به جهت خشنودى ملحدى نوشته . . . و خلعت دادن جرىّ مذكور و حكم به تمكين او در معظم امور شرعيه مسلمين » در حال انجام شدن است . ( برگ 116 ) .
وى با اصرار ، خواستار آن است كه شاه بر اساس امر به معروف و نهى از منكر ، از فعاليت كسى كه حكم به كفر ديگران داده جلوگيرى كند . البته اين وظيفهء همه است ، اما « پادشاهان را امر مشكلتر است ، چون قدرت ايشان عموم دارد » . ( برگ 119 ) . وى در وجوه بعدى ، رواياتى را نقل و ترجمه كرده و در جاى جاى مطالب اشاره به آن شخص كرده و ضرورت برخورد با وى را يادآور شده است . در ضمن ، بر سخن اول خويش نيز تأكيد دارد كه مجتهدان ركن ركين حكومت هستند و بدون آنها كار دشوار است . اين مطلبى است كه او در رسالهء لزوم وجود مجتهد در عصر غيبت هم آورده و در اينجا هم پس از نقل روايتى گوشزد كرده است كه « در اين حديث شريف ، اشعار هست به جهت زيركان كه
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1185
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص١١٨٥