تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1182

مساهمون:

ص١١٨٢
ائمهء هدايند عليهم السلام ، متوجه است كه نصرت و حمايت و تقويت مؤلف رساله نمايند در مقام دفع جرأت جرىّ در دين مبين كه به ظاهر در جامهء شيعيان و در باطن به يقين مريد ابو بكر و عمر و عثمان است و گفته و نوشته و ندا و اعلان داده و اعتقاد و اذعان كرده با اصرار تمام كه مجرّد نوشتن فتوى مشعر به تجويز لعنت به معنى دورى از رحمت الهى بر ابو حنيفهء . . . صاحب نماز مخترع لازم مذهب باطل او كه وضوء آن از آب نبيذ است و قرائت آن گفتن دو برگ سبز است و سجدهء آن بر عذره يابسه و لباس فاعل آن پوست سگ است و انصراف و فراغ از آن به ضرطه است به قصد آن ، محض كفر و ارتداد فقيه شيعهء فتواى مذكوره است عياذا بالله منه تا به اعانت و نصرت و تقويت مذكوره در مقام مذكور چون از حواريين اهل البيت عليهم السلام‌اند جزاى خير . . . در بهشت يابند ؛ ان شاء الله و از مذمّت متشيّعين به جانب نهر كوثر افتند . » ( برگ 60 ) . همچنين اين شخص تفسيرى از حروف بىنقطه براى قرآن نوشته بوده كه به خاطر آن مورد حملهء مؤلف قرار گرفته است . مؤلف بر اين باور است كه وى به پيروى آن هندى متنبّى كه كتابى همانند قرآن تأليف كرده ، خواسته است تا با اين تأليف خود ، پاى خويش ، جاى پاى او بگذارد : « و رغبت مذكوره در دار الفضل بعد از انتشار خبر طلب پادشاه دين پناه كتاب هندى مذكور را از آن‌كس كه فتواى علماى دين مبين و فقها و مجتهدين فرقهء ناجيه مشعر به تجويز لعن بر ابى حنيفه . . . و نماز مخترع او را كه اشارت به آن در اين رسالهء شريفه رفت ، محض كفر و ارتداد مفتى فتواى مذكور گردانيده ، تحقق و وقوع و ظهور يافت و در مقام نوشتن ( تفسير ) به فارسى بلا نقطه درآمد و مسموع شد كه كلماتى چند مهمل غير محصّل بدون رعايت معناى تركيبى از آن در تحت بعض سور قرآنى تشابه و اقتدا به بلا ايمان سابق نوشت و تفسير بلا نقطه نام نهاد و معنون به اسم پادشاه دين پناه گردانيد و زيب و زينت داده به درگاه معلى فرستاد به توقع مذكور . » وى اين كار او را شبيه كار همان هندى دانسته ، اشاره مىكند كه « غيرت ناموس الهى نخواهد گذاشت كه غرض غير صحيح او بر آن مترتب شود تا راه طعن و قدح مخالفان را بر ايمانيان و پادشاه ايشان بهم رسد به اين وجه كه گويند حبّذا آن كه در دار العلم شيعيان شخصى بهم رسيده كه در مقابل قرآن كريم معجزهء خاتم پيغمبران از قسم اعجاز به زعم جاهلان از جهت اهمال آن تشابه و اقتدا به داناى بلا ايمان اهل هندوستان كه كتاب محمل به جهت تصديق پادشاه ايشان كه نفى نبوّت بهترين پيغمبران مىنمود نوشته ، مىنويسد ، و صله و عطيّه از پادشاه شيعيان به ازاى آن مىيابد . » ( برگ 101 ) . وى مطالبى از زمخشرى در كشاف ( و از طريق وى از جاحظ در نظم القرآن ) در تأييد معجزه بودن قرآن آورده است . نيز در جاى ديگر با اين عبارت كه كه خبر برخورد او با فتواى علما در اين باب « تا به