همنشينى غير قاضى شرعى مثل دست غيب « 1 » » . مقصود وى از اين دست غيب ، شخص مورد نظر است كه اساسا يكى از اهداف مؤلف در اين كتاب ، برخورد با انحرافى است كه به عقيدهء وى ، از سوى او مطرح شده است .
مشكل آن است كه اين شخص با وجود آن كه شرايط مجتهد جامع الشرايط را ندارد و اساسا در تشيع او ترديد وجود دارد « مع ذلك ، بالفعل در دار الفضل و دار العلم « 2 » در عهد اين پادشاه دين پناه از نسل خير البشر مروّج دين مبين اثنا عشر . . . بر مسند قضا و حكم و فتوا با عدم شرايط معتبره رأسا و اصلا نشسته و به دلالت اين حديث لا محاله همنشين او با وى ايمن از نزول لعنت و غضب از عالم غيب نيستند ان شاء الله » . ( برگ 13 ) .
داستان چيست ؟ از مطالب كتاب برمىآيد كه شخصى از علما در شيراز كه احتمال مىدهيم خود على نقى كمرهاى باشد ، با استناد به نمازى كه گفته شده بر طبق فتواى ابو حنيفه درست است - و در ادامه شرح آن مىآيد - فتوا داده است كه روا شمردن چنين نمازى ، شاهدى بر جواز لعن به قائل به صحّت آن است . در برابر او ، شخصى ديگر در شيراز كه از سادات دست غيب بوده ، گفته است كه اگر كسى فتواى به جواز لعن ابو حنيفه را به خاطر اين نماز بدهد ، كافر است ! وى رسالهاى هم در اين باره نوشته است . اين مسئله سبب نزاعى ميان علما شده و ديوانيان شايد به تحريك شاه ، از وى دفاع كرده و حتى حكمى براى وى نوشته شده براى قضاوت يا شيخ الاسلامى و در هر حال براى مداخله در امور شرعيه ! - و خلعتى شاهانه هم به او تعلق گرفته است .
اين مطلبى است كه سبب آشفتگى خاطر كمرهاى كه در آن روزگار در شيراز بوده ، شده است . البته از كتاب وى به دست نمىآيد كه فتوا از آن خود وى بوده ، اما همانطوركه گفته شد ، احتمال آن وجود دارد . بخش مهمى از همم الثواقب در اين زمينه است كه مرورى بر آن داريم . وى مىنويسد :
« ما اهل عرفان و ايقان ، شك نداريم كه نصرت و حمايت و اعانت شيعه از جهت تشيع ، نصرت و حمايت و اعانت اهل البيت عليهم السلام است و در احاديث شريفهء ايشان عليهم السلام دلالت بر اين شده . پس بنابراين ، بر مؤمنين اين زمان از علما و متعلّمين كه حواريين
هامش
( 1 ) . مؤلف مشخصاتى از وى به دست نداده . شايد از سادات دست غيب شيراز و همشهرى مؤلف باشد . در تذكرهء نصرآبادى دربارهء ميرزا نظام آمده است : از سادات دست غيب شيرازى است . شهرت ايشان به دست غيب ، سببش آن است كه شخصى از عناد شجرهاى از ايشان طلبيد . پس دست غيبى پيدا شده شجرهء ايشان را آورده . تذكرهء نصرآبادى ، ص 271 . برخى از اينان كه تقريبا از معاصران مؤلفند ، به مناسبتى نامشان در ذريعه ( 1 / 228 ، 9 / 578 ، 590 ، 1204 ) آمده است .
( 2 ) . مقصود وى شيراز است .