تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1176

مساهمون:

ص١١٧٦
بتوان دربارهء آن تحقيق بيشترى كرد ( برگ 116 ) . « 1 » وى بر آن است كه اين كتاب به نوعى در انكار نبوت پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله نوشته شده و به همين دليل ، در ضمن چندين صفحه مطالب مبهمى از آن گزارش داده كه عينا نقل مىكنيم . كتاب يادشده در دوران سلطنت اكبرشاه در هند ( 963 - 1004 ) به نگارش درآمده است ، دورانى كه تأليف آثارى از اين دست آزاد بوده است . وى اشاره دارد كه مؤلف ، با تأليف آن كتاب « خشنود ساخته خاطر فاتر طاغى ياغى را كه تظاهر و اعلان به دشمنى بهترين پيغمبران مبعوث بر انس و جان مىنمود و حتى آن كه در زمان فرمانروايى وى در بلاد هندوستان بعضى ملحدان متوسمان به اهل علم بدون نور آن ، ذريعه تقرب به سوى او را كه عين دورى از رحمت الهى است و قرب به نيران ، نوشتن تصنيف نفى النبوة مىگردانيدند . » پس از آن ، شرحى از اوضاع هندوستان در عهد آن شاه در رواج فساد و انحراف با عبارت‌پردازىهاى طولانى آمده است : « . . . ظهور شرّ و فسق بدون نهى از آن و معذور داشتن اصحاب عصيان و اكتفاى مردان به امردان و زنان به زنان و صمت مؤمنان از كلمه حق و . . . افطار روزهء روز ماه مبارك رمضان بدون خطور محذور و قبح آن در دلهاى ايشان و خذلان آمران به معروف و ناهيان از منكر و . . . تعطيل بيت الله الحرام از خاص و عام ايشان و امر به ترك آن و . . . معيشت مردان از اعقاب و زنان از فروج و . . . مساعدت زنان بر فسق و عصيان و مشاهدهء بدع و زنا و اهل نيران و . . . ( برگ 94 - 97 ) . اما « غرض بىدين بدمآل از نوشتن كتاب مزبور به طريق اهمال ، هم چنان كه مشهور است ، تصديق مقال روى دشمن نبى عربى صلى الله عليه و آله بود به اين كه قرآن كلام بشر است نه معجزهء خير البشر » . استدلالى هم آن مؤلف داشته به اين صورت كه اگر قرآن معجزه است با استفاده از بيست و هشت حرف ، كتابى كه او نوشته با كمتر از نيمى از اين حروف نگاشته شده است . او با اين استدلال « باطله ، خود را مقرّب بارگاه پادشاه گمراه گردانيد . » مقصود پادشاه هند است كه بايد همان اكبرشاه باشد . تحليل وى آن است كه عالم مزبور در پى دنياخواهى و براى جلب مقام چنين متنى را براى آن پادشاه منحرف نوشته است :
ز مفتون دنيا ره دين مخواه * خدابينى از خويشتن بين مخواه
شاه صفى در پى اين كتاب ، كسى را به شيراز فرستاده است تا نسخه‌اى از آن را كه در آنجا يافت مىشده ، برايش بياورد . كمره‌اى پس از آن كه شاهد توجه شاه « به كتاب مهمل منعوت مذكور و طلب آن از دار العلم و دار الفضل » شده ، كوشيده است تا طى دوازده وجه ، به رد
هامش
( 1 ) . منزوى احتمال داده كه مقصود ابو الفضل علامى وزير اكبرشاه باشد . آقابزرگ ، ذريعه ، ج 25 ، ص 243