راويان اخبار را در توقيع امام زمان عليه السلام « مجتهدين از اهل ايمان و ايقان » مىداند كه « همه شيعيان » بايد « در حوادث واقعه و قضاياى سانحه و شناختن احكام و حلال و حرام ائمهء انام » به آنها رجوع كنند « و رجوع به غير ايشان در اين زمان ، از آن كسان كه به درجهء اجتهاد معتبر در قضا و فتوا نرسيدهاند ، منزلهء رجوع به سوى طاغوت است » ، « پس وجود علماء دين مبين و فقهاء و محدثين از اهل ايمان و ايقان در هر عصر و زمان ، ما دام تكليف باقى است ، ضرورى است و بدون ايشان در مثل اين زمان كه آفتاب خلافت و امامت و ولايت مصطفوى مرتضوى در سحاب غيبت است از جهت رعيّت امر دين مبين و مهام كافّهء مسلمين رواج و انتظام ندارد . »
وى با اين مقدمه از شاه صفى كه از مصاحبت علما دور شده ، اظهار نگرانى كرده و گويى همهء اين مطالب را براى جذب وى به سوى علما نوشته است . بنابراين ، پس از عبارات بالا مىنويسد :
« پس چگونه پادشاه دين پناه مظهر لطف إله از نسل خير البشر ، مروّج مذهب حق ائمهء اثنا عشر عليهم السلام كه به بركات اجداد و آباى عظام وى شعار دين مبين ائمهء معصومين صلوات الله عليهم اجمعين در معظم بلاد مسلمين نور ظهور يافته و عالم به پرتو آن منوّر گشته ، بعد از آن كه بغات امويه و بغات عدويه و عثمانيه از حزب شيطان در اطفاء نور الله الرحمن كوشيده بودند . . . ترك نموده مصاحبت و مجالست علماى دين مبين و فقها و محدثين مؤمنين و مجتهدين و راويان روايات ائمهء معصومين عليهم السلام كه در اين زمان با وجود اضطلاع اهل عصر و دهر بر جهالت و توازر و سعى ايشان در عمارت طرق آن و مباينت ايشان علم و اهل آن را ، در بلدان اهل ايمان از اصفهان و شيراز و كاشان و عراق عرب و خراسان و بحرين كه در سايهء حمايت و سلطنت اين پادشاه است - كه ان شاء الله تعالى اتصال به ظهور قائم اهل البيت عليهم السلام داشته باشد - بسيارند » . ( برگ 35 ) .
مفاسد ترك مصاحبت علما از سوى شاه
مؤلف در سراسر كتاب از لزوم مصاحبت شاه با علما براى جلوگيرى از انحراف سخن گفته است . يك نمونهاى از « مفاسد ناشيه . . . از ترك صحبت و مشاورت علماى دين مبين و فقها و محدثين معتصمين به ائمهء طاهرين عليهم السلام است اعتناء پادشاه دين پناه از نسل خير البشر مروج دين ائمهء اثنا عشر عليهم السلام به طلب و ذكر و اعتبار و اختيار كتابى مهمل كه بىدينى هندى در مقام تفسير قرآن . . . نوشته » است .
مؤلف در جايى از وى با نام ابو الفضل هندى ياد كرده ، اما نام كتاب وى نياورده است تا