دوازده امر مذكور درو به كمال نيست ، در مثل اين زمان ، قاضى و حاكم شرعى مسلمانان نتواند بود . . . بلكه مىگوييم اجماع فرقهء ناجيه . . . انعقاد يافته بر حرمت قضا و حكم و فتواى غير مجتهد جامع شرايط مذكوره » ( برگ 11 ) .
مؤلف ، در ادامه رواياتى در باب « تحاكم الى الطاغوت » و تفسير مختصر آنها آورده است . نيز به تناسب عدم جواز رجوع به قاضى غير شيعه ، با اشاره به عقيدهء سيد مرتضى دربارهء اهل سنت ، از كتاب « چهل حديث » يا اربعين شهيد اول ، نقلى در باب وجه نامگذارى سيد مرتضى به « علم الهدى » دارد . و آن اين كه ، وزير ابو سعيد بن محمد بن حسين بن عبد الرحيم در سال 420 كه بيمار شده بود ، در خواب امير مؤمنان عليه السلام را ديد كه به وى فرمود : به علم الهدى بگو بر تو فاتحه بخواند تا از بيمارى بشوى و شفا يا بى . وزير از حضرت پرسيد كه ، علم الهدى كيست ؟ حضرت امير فرمود كه ، علىّ بن الحسين الموسوى است » و پس از آن مشهور به اين لقب شد . مؤلف در ادامه ، دوازده دليل بر درستى عقيدهء سيد مرتضى در باب اهل سنت آورده است . ( برگ 15 به بعد ) . وى در بيان هر وجهى ، رواياتى را نقل و شرحى مختصر در باب وجه استدلال خود به آن روايات ارائه كرده است .
وجه سيم آن در معناى ناصبى و حوزهء تطبيق آن است ( برگ 19 - 20 ) .
مؤلف در اين بخش به افراط گراييده و همانند برخى از عالمان اهل سنت كه شيعيان را تكفير مىكرده و آتش جنگ عثمانىها را بر ضد ايرانىها برمىانگيختند ، او هم به كفر اهل سنت حكم كرده و در جايى هم به صراحت نوشته است كه « حكم مشركان بر ايشان در دنيا و آخرت جارى است و مناكحت و مصاهرت و مساورت و مواكلت و خوردن ذبيحهء ايشان چون آنجا سند جايز نيست » ( برگ 31 ) . البته اين باور ، مورد تأييد اكثريت عالمان شيعه نيست .
وجه دوازدهم ، روايت مفصلى از روضهء كافى است كه ضمن آن ابو بصير خدمت امام صادق عليه السلام اظهار مىدارد كه با داشتن سن بالا ، هنوز دربارهء آخرت خود نگران است . آنگاه حضرت شرحى از پيدايش كلمه رافضه و ويژگىهاى شيعيان بيان مىكند .
مؤلف پس از نقل طولانى حديث ( برگ 14 - 25 ) ، مىنويسد : « مناسب است كه اين حديث شريف به مسار الشيعة موسوم شود » . پس از آن پانزده بشارت موجود در آن را براى نجات شيعيان فهرست مىكند . ( تا برگ 32 ) . اين عنوان ، نام رسالهاى است كه به طور مستقل هم در تأليفات كمرهاى از آن ياد كرديم .
لزوم مصاحبت شاه با علما
وى در فصلى ديگر ، فهرستى از متن فارسى رواياتى كه در فضيلت عالمان است ، آورده ، و پس از آن همنشينى شاه را با آنها را سبب نجات كشور از انحراف مىداند . وى مراد از