تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1171

مساهمون:

ص١١٧١
مدرسهء شهيد مطهرى به شمارهء 184 موجود است ، به خط نستعليق بسيار خوب محمد جعفر بن عنايت الله شيرازى است كه به سال 1049 كتابت شده است . غزليات وى با اين شعر آغاز مىشود :
اى نام همايونت طغراچهء فرمانها * خورشيد صفت طالع از مطلع ديوانها
شعر آغاز قصائد وى چنين است :
چو خفتگان لحد را صباح روز نشور * ز خواب مرگ جهاند نهيب نفخهء صور « 1 »
غزليات وى را استاد ابو القاسم سرّى در سال 1349 چاپ كرده و قصايد و نيز رباعيات وى هم به همت ايشان در ميراث اسلامى ايران دفتر هفتم و هشتم چاپ شده است . ايشان آن چنان كه در مقدمهء غزليات نوشته‌اند ، متوجه خلط مزبور شده و يادآور شده‌اند كه كمره‌اى شاعر با كمره‌اى فقيه متفاوت است . صاحب مستدركات اعيان الشيعة هم يادآور اين خلط شده است . « 2 » شخصى هم با نام الفتى كمره‌اى معرفى شده كه ديوان يا اشعارى داشته و گفته شده است ، برادر شيخ على نقى كمره‌اى بوده ، اما روشن نيست كدام يك از اين دو كمره‌اى . « 3 »

انديشه‌ها و افكار كمره‌اى در همم الثواقب

همم الثواقب يكى از آثار كمره‌اى است كه نسخه‌اى از آن در كتابخانهء مدرسهء شهيد مطهرى ( سپهسالار سابق ) به شمارهء 161 ( فهرست ، ج 1 ، ص 347 ) برجاىمانده است . ابن يوسف دربارهء اين نسخه نوشته است : اين كتاب در حقيقت براى هدايت شاه صفى صفوى ( 1038 - 1052 ) نوشته شده و بسيارى از مطالب تاريخى آن عصر را كه با مطالب دينى اصطكاك داشته در آن مىبينيم و نام جمعى از علما و بزرگان را نيز در آن مشاهد مىكنيم و براى دانستن تاريخ چهارده سال سلطنت اين پادشاه ، مطالعهء اين كتاب بسيار نافع و مفيد است . « 4 » گويا نسخهء مزبور ، تنها نسخهء شناخته شده بوده و ابن يوسف فهرست مطالب آن را به عينه درج كرده كه توسط آقاى منزوى در ذريعه ( 25 / 243 ) آورده شده است . تاريخ تأليف اين رساله ، بنا به آنچه در برگ 112 آمده ، سال 1044 است و طبعا شش سال پس از آغاز سلطنت شاه صفى ( 1038 ) نوشته شده است .
هامش
( 1 ) . فهرست نسخه‌هاى خطى كتابخانهء سپهسالار ( شهيد مطهرى ) ، ج 2 ، صص 641 - 642 ( 2 ) . حسن الامين ، مستدركات اعيان الشيعة ، ج 4 ، ص 130 ( 3 ) . آقابزرگ ، ذريعه ، ج 9 ، ش 546 ( 4 ) . فهرست نسخه‌هاى خطى كتابخانهء سپهسالار ( شهيد مطهرى ) ، ج 1 ، صص 348 - 349
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1171 | الشيخ رسول جعفريان