8 - تحفهء فاخره . وى در برگ 182 كتاب همم الثواقب از اين كتابش ياد كرده و گفته آن را به نام شاه صفى نوشته است .
9 - المؤمن من هو ؟ نسخهاى از آن در 187 برگ كتابخانهء سپهسالار ( شهيد مطهرى ) به شمارهء 1845 موجود است . « 1 »
10 - جامع صفوى ؛ ( كتابى است در جواب فتوى نوح افندى مفتى بلاد الروم كه شيخ حر نيز از آن با عنوان « جواب مفتى الروم فى الامامة » ياد كرده است . « 2 » گفتنى است كه نوح افندى ( م 1070 ) مفتى دولت عثمانى ، در سال 1048 فتوايى در تكفير شيعيان و لزوم قتل آنان صادر كرد . به نقل افندى ، امير شرف الدين على شولستانى آن فتوا را براى كمرهاى آورد و از وى خواست تا جوابى براى آن بنويسد . در اصل نوح افندى اين فتوا را براى جواز قتل شيعيان در جريان محاصرهء بغداد نوشته بود . « 3 » على نقى كتاب جامع صفوى را در نقد آن فتوا و در رد بر مذهب سنت و در اثبات امامت نوشت . نسخههايى از جامع صفوى كه در آن متن فتواى نوح افندى را آورده و نقد كرده به شمارههاى 290 ، 3654 ، 4046 كتابخانهء مرعشى آمده است . نسخهاى نيز به شمارهء 9773 در كتابخانهء رضوى موجود است .
11 - مسار الشيعة « 4 » ( نسخهاى از آن در كتابخانهء سپهسالار به شمارهء 144 - ج 1 ، ص 304 - و نسخهاى ديگر به شمارهء مرعشى به شمارهء 5095 ) موجود است . اين رساله در اثبات آن است كه شيعه فرقهء ناجيه مىباشد . وى اين رساله را به شاه صفى تقديم كرده و به نظر مىآيد كه بخشهايى از آن با آنچه در همم و حتى برخى از كتابهاى ديگر وى آمده ، شباهت داشته باشد . بخشهاى عمدهء كتاب نقل احاديثى است دربارهء ويژگىهاى شيعيان ، توجه و رسيدگى به فقراى شيعه ، به همين مناسبت وى در موارد متعددى از شاه درخواست كرده است تا در انديشه اهل عرفان و ايقان شيراز باشد .
از جمله آن كه « . . . به اعتقاد عارفان ، پادشاه ايمانيان از نسل خير پيغمبران است ؛ پس البته بندگان وى بعد از اطلاع بر حاجت مذكور قضاى آن بر وجه مرغوب ايشان ، منزّه از شوب كسر و نقصان و امتنان ديگران خواهند فرمود و سيورغال براتى ايشان را كه غايت ناسزاوارى دارد ، همچنان كه اشارت به آن شد ، تبديل به محلى با كمال آن ، مناسب همّت پادشاه دين پناه خواهند نمود و راضى به استمرار آن با كسر و نقصان كه به يقين موجب طعن سنيان است بر شيعيان نخواهند بود . ( برگ 56 - پ از نسخهء 5095 مرعشى و نك : برگ
هامش
( 1 ) . حدائق شيرازى ، فهرست نسخههاى خطى كتابخانهء سپهسالار ( شهيد مطهرى ) ، ج 1 ، ص 339
( 2 ) . عاملى ، شيخ حر ، همان ، ج 2 ، ص 208
( 3 ) . افندى ، همان ، ج 4 ، ص 272
( 4 ) . آقابزرگ ، همان ، ج 20 ، ص 376