تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1144

مساهمون:

ص١١٤٤
است ؛ چون افراد بيكار و جاهل و فاسق به آن روى آورده ، بيشتر وقت خود را صرف آن مىكنند . به علاوه كه از ظرف طلا و نقره براى اين كار استفاده مىكنند . توتون‌كشى ابتدا از سوى كفار و مشركان فرنگ رايج شد ، پس از آن ، از مخالفان ، و آنگاه از مستضعفان كه شيطان قبح آن را برايشان از بين برده است . در روايت هم آمده است : و لا تسلكوا مسالك اعدائى لتكونوا اعدائى كما هم اعدائى . راه دشمنان مرا نرويد كه در آن صورت ، همانند آنان ، دشمن من خواهيد بود . سوم قاعدهء نفى ضرر كه دليل ديگر حرمت است . همين‌طور اسراف . دليل چهارم از بين بردن مال بدون آن كه نفعى به دست آيد . در روايت آمده است : ان الله نهى عن . . . اضاعة المال . پنجم آن كه كشيدن توتون تشبّه به فجار است . دليل ششم آن كه با اشاره به تعبير دخان مبين در قرآن و اين كه وجود دخان يكى از علائم قيامت است ، آن را به فال بد گرفته است . دليل هفتم اين كه كشيدن توتون عمل لغوى است . هشتم احتياط ، اقتضاى دورى از آن را دارد . نهم آن كه كشيدن دود توتون به نوعى استفاده از خاكستر است كه مانند خوردن خاك حرمت دارد . دهم آن كه بدعت است و كلّ بدعة ضلالة . يازدهم آن كه كشيدن توتون نزد همهء مسلمانان اعم از شهرى و غير شهرى عملى مذموم است . تا جايى كه حكيم الشعراء هم شعرى دربارهء آن گفته است ( شعر نيامده ) . دوازدهم عمل به مقتضاى فاعتبروا يا اولى الابصار ايجاب مىكند كه از كشيدن آن پرهيز شود . « 1 » همهء اين ادله در رساله‌اى كه شيخ حر نوشته و در انتهاى اين نوشته خواهد آمد ، عينا درج شده است . افندى مىنويسد : انسان آگاه و فهيم ضعف اين دلايل را به روشنى در مىيابد . پس از آن مىافزايد : على فرض صحّت اين دلائل ، اينها مربوط به زمانى است كه اعتيادى در كار نيامده است . اما پس از اعتياد ، به دليل اين كه ترك آن ، موجب ضرر است ، حرمت از ميان مىرود . افندى تفصيل بحث را به فصل پنجم كتاب ديگرش با عنوان ثمار المجالس و نثار العرائس ارجاع مىدهد كه ظاهرا خبرى از آن در دست نيست . « 2 » بىمناسبت نيست ، پاسخى كه مرحوم آخوند ملا محمد تقى مجلسى در پاسخ سؤالى پيرامون استفاده از تنباكو مطرح كرده ، بياوريم . پرسش اين است كه « در باب تنباكو چه مىفرمايند » . ايشان نوشته است : اگر نفعى داشته باشد ، بد نيست ؛ و اگر نداشته باشد و ضرر داشته باشد ، بد است و اگر نفع و ضرر نداشته باشد ، دغدغهء اسراف مىشود و اگر نكشد بهتر است و اگر بكشند ، حكم به حرمت نمىكنم . و شايد كه به نظر ايشان ضرر داشته باشد ، اما گفتن كه حرام است ، مناسب علما نيست كه جز قول بما لا يعلم نمايند . « 3 »
هامش
( 1 ) . متن رسالهء شيخ حر را در همين مجموعه به چاپ رسانده‌ايم . ( 2 ) . افندى ، رياض العلماء ، ج 4 ، صص 273 - 276 ( 3 ) . مجلسى ، محمد تقى ، مسئولات ، ميراث اسلامى ايران ، دفتر سوم ، ص 699