وى معتاد به قليان بوده و پدرش او را نهى كرده است . وى افزوده : در زمان وى ، قليان در خانهها و نيز بازار مسلمانان و هم كافران شايع است . او معتقد به حرمت قليان بوده و با استمداد از رواياتى كه مذمّت از بوى بد كرده و نيز حرمت اسراف خواسته تا اين حرمت را مستند كند . « 1 »
اشاره ديگر به اين مسئله در كتاب فوائد الصفوية آمده است : شاه صفى كشيدن تنباكو را كه به شعلهء قورق آن ، خرمن حيات بسيارى از مردم به باد فنا رفته بود ، به آب لطف و احسان فرونشانيده گريبان جان جهانيان را از دست بيداد اين شعلهء آتش و اين خصم سركش رهايى بخشيد . « 2 »
سيد نعمة الله جزائرى و توتونكشى
آگاهىهاى دراز دامنى در اين باره توسط سيد نعمت الله جزائرى ( م 1112 ) ارائه شده است .
وى از مادهاى كه وى آن را حشيش ناميده و نوشته است كه مردم آن را توتون مىنامند ياد كرده است . جزائرى هم به بيان خوابهايى پرداخته است كه برخى به استناد آنها مدعى نهى امامان عليهم السلام از آن شدهاند . او به چند مورد اشاره كرده و آنها را حجت ندانسته است . وى اظهار داشته است كه دربارهء حشيش هيچگونه نهيى از امامان عليهم السلام نرسيده است . آنچه كه نقل آن متواتر است ، اين كه چنين مادهاى در گذشتهء دور مستعمل نبوده و در همين قرن ، يعنى قرن يازدهم هجرى به وجود آمده است . اكنون جماعتى هستند كه مىگويند ما در اوائل زندگيمان چنين چيزى نديده بوديم و اين در دههء نخست بعد از هزار به وجود آمده است . وى سپس مىگويد : البته در حفارىها و چاهها ، گاه آلاتى از زير زمين يافت مىشود كه براى استعمال همين مواد بوده ، اما اين دلالت بر آن ندارد كه مخصوص همين كار بوده است ؛ بسا براى مقاصد ديگرى استفاده مىشده است . وى آنگاه به آراى برخى از فقها همچون شيخ على نقى كمرهاى از علماى بزرگ دورهء صفوى پرداخته و همچنين از فخر الدين طريحى و شيخ علىّ بن سليمان بحرانى و برخى از فضلاى بحرين كه به حرمت آن قائل بودهاند ؛ ياد كرده است . از جمله شيخ على نقى ، كتابى در حرمت استفاده از توتون نوشته و ضمن آن چهارده دليل بر حرمت آن اقامه كرده است . با اين حال ، محمد تقى مجلسى ، قائل به حلّيت استفاده از آن بوده و حتى در روزهء مستحبى استعمال مىكرده ، اما بخاطر حرف و سخن مردم در روزهء واجب از استعمال آن خوددارى مىكرده
هامش
( 1 ) . بنگريد نوشتار « عبد الحى رضوى منتقد جامعهء دينمدار دورهء صفوى » در همين مجموعه .
( 2 ) . قزوينى ، ابو الحسن فوائد الصفوية ، به كوشش مريم مير احمدى ، تهران ، مؤسسهء مطالعات و تحقيقات فرهنگى ، 1367 ، ص 48