تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1119

مساهمون:

ص١١١٩
آن منتفع توانند شد . اقبالا لامره الاقدس الارفع ، شروع در آن نموده ، چون معنى لفظ به لفظ عربى ، غالبا باعث اغلاق و صعوبت فهم مدعى و مراد مىشود ، همه جا اصل مقاصد و توضيح را مرعى داشته و بر ترجمهء تحت اللفظ فقرات و تقديم و تأخير عبارات اقتصار نكرده ، ترجمهء شرحى نموده و در هر مقام كه سخنى به خاطر فاتر رسيد ، يا حديثى مؤيد آن مناسب ديد ، به لفظ « مترجم گويد » تصريح به آن نمود . اميد كه پسند طبع بلند و مقبول خاطر حق‌پسند آن پادشاه گردون وقار ، و آن شهريار فلك اقتدار گرديده » . نسخه‌اى از اين كتاب كه جلد نخست آن است به شمارهء 2902 در كتابخانهء آية اللّه مرعشى نگهدارى مىشود .

تاريخ الحكماء قفطى

مترجم يكى از درباريان شاه سليمان صفوى ( 1105 ) است كه نام وى دانسته نشده ، اما تأليف آن در شب يكشنبه چهارم جمادى الاولى سال 1099 بوده است . مترجم در مقدمه نوشته است : « اما بعد چون در اين اوقات با بركات كه به ميامن عهد همايون و دولت روزافزون اعلى حضرت . . . شاه سليمان الصفوى الموسوى . . . عرايس اكثر علوم متداوله عقليه و نقليه ، به مساعى جميلهء علماء اعلام اين عهد خجسته آغاز فرخنده انجام - شكر اللّه تعالى ما عليهم - از لباس الفاظ عربى در كسوت لغت فارسى بر بالغ نظران عرصهء ديده‌ورى جلوه‌گرى آغازيده و انتشار حقايق و معارف به درجه‌اى رسيده كه عموم اهالى ايران جنّت‌نشان ، سيّما اعاظم امراى دولت و نزديكان حضرت سلطنت ، به فروغ فطرت‌هاى مستقيم بىميانجى كلفت تعلم و تعليم ، نشيب و فراز عوالم علوم به اقدام تتبع و تطلع پيموده‌اند . . . » . وى سپس با اشاره به اهميت كتاب تاريخ الحكماء مىنويسد كه چون « به لغت عربى صورت جمع و تأليف پذيرفته ، لاجرم طباع كبراء عصر را كه از تكرار مطالعهء تواريخ متداولهء مشهور ملال گرفته بود ، گردن رغبت به سخنان ناشنيدهء آن كتاب كشيده شد و ديدگان نظاره‌طلب به هواى تماشاى پردگيان آن اوراق ناخوانده پريدن آغاز نهاد » . و مىافزايد : « به حكم مقدمات » و از آنجا كه احساس كرده ميرزا محمد ابراهيم مستوفى ممالك ايران علاقه‌مند به ترجمه آنست ، به ترجمهء كتاب همّت گماشته است . وى دربارهء سبك ترجمهء خود تنها يك نكته را يادآور شده و آن اين كه « چون نسخهء اصل منحصر در فرد و مواضع سهو و سقم بسيار و آشكار ، اضطرارا در چندين موضع به ايراد آنچه از سراپاى كلام و به معونت قراين مقام مستفاد مىتوانست شد ، اقتصار نمود » . اين ترجمه به كوشش بهمن دارائى ، وسيلهء انتشارات دانشگاه تهران ( چاپ دوم 1371 ) چاپ شده است . يك نسخهء خطى از آن به شماره 7526 در كتابخانهء آية اللّه مرعشى