اقرار كند و همه فارسىزبانان در آن كلام ، آن نفع يابند كه علماى ذىشأن و دانشمندان از صحيفهء كامله مىيابند . » نسخهء اين شرح به شمارهء 5114 در كتابخانهء آية اللّه مرعشى نگهدارى مىشود .
ترجمهء شرح گونهء ديگر صحيفهء سجاديه از قطب الدين محمد بن شيخ على شريف لاهيجى است ؛ مترجم در مقدمه مىنويسد : « چون جمعى از اعلام علماى فرقهء ناجيه ، يعنى شيعهء اثنىعشريه - أيّدهم اللّه و كثرهم - توفيق تبيين و توضيح كتاب مستطاب بلاغت انتساب يافته ، بذل جهد در اين باب فرموده بودند . . . و بنا بر آن كه توضيحات و تعليقات ايشان به لسان عربى يا فارسى مخلوط و ممزوج به عربى گزارش ( در اصل : گذارش ) يافته بود ، پارسىزبانان كه تلاوت ادعيهء شريفهء سجاديه را مىنمودند ، دير به مقصد مىرسيدند چه بر ايشان لازم بود كه به مؤدّاى :
اين جنبش زبان نگشايد گره ز دل * قفل از درون ، كليد ز بيرون چه مىكند
به مجرد تحريك زبان اكتفا ننموده ، بلا توقف و تفكّر مستشعر شوند به آنچه مىگويند و از درگاه بىنياز طلبند . لهذا بخاطر فاتر خطور نمود كه ترجمهء فارسى كه محتوى بر حاصل معنى تصحيحات و تحقيقات علماى اماميّه - اعلى اللّه تعالى مقامهم - بوده باشد ، بر هر فقرهء از فقرات دعوات با فوايد ضروريه به حسب مناسبت مقام به معرض عرض . . . شاه سليمان صفوى . . . رساند » . نسخهاى از اين كتاب به شمارهء 4829 در كتابخانهء آية اللّه مرعشى نگهدارى مىشود كه تاريخ خاتمهء كتابت آن شنبه 27 شعبان 1118 هجرى مىباشد . « 1 »
خلاصة الاذكار
اين اثر ترجمه خلاصة الاذكار فيض كاشانى است . مترجم آن محمد زمان بن كلب على تبريزى « 2 » ( قرن 12 ) ، دربارهء روش كار خود در ترجمهء كتاب مزبور مىگويد : « آنچه كلام مصنف باشد ترجمه نموده ، به ترجمه آن اكتفا كند و آنچه اذكار و ادعيه است ، ترجمهء آنها را تحت آنها قلمى گرداند .
و آنچه مصنّف متعرّض بيان و توضيح آن شده ، برخى را كه مناسب داند كه در اثناى ترجمهء ذكر بايد مذكور كند و الا اكثر آن را بعبارته برقم « مص » در حواشى نگارش دهد . و بعضى ديگر را در طى بعضى از حواشى نقل نموده و سخنان ديگر به آن الحاق گردانيده ،
هامش
( 1 ) . چندين نسخه از صحيفه از اين دوره كه در زير سطور ، ترجمه فارسى آمده در فهرست كتابخانهء وزيرى ج 5 ، صص 1604 ، 1616 ، 1693 ، 1718 ، 1742 ، 1831 ، 1851 و ج 2 صص 764 ، 761 ، شناسانده شده است .
( 2 ) . وى نويسندهء كتاب « فرائد الفوائد در احوال مدارس و مساجد » است كه به كوشش مؤلف اين سطور به چاپ رسيده است . ( تهران ، ميراث مكتوب ، 1373 )