ميدان ترجمهء آن نگاه داشت و آنچه قريب الفهم و سهل التناول بود ، به ترجمهء آن اكتفا نمود » . وى از ديگران تقاضا كرده است كه « اگر بر غلطى يا سهوى اطلاع يابند ، به ذيل عفو و اصلاح بپوشند و در اعتراض و تشنيع نكوشند كه اين بندهء قليل البضاعه ، با ضعف و پيرى و بىنوايى و پريشانى و تشتت بال و تفرّق احوال ، به قدر جد و جهد خويش تقصير ننموده » .
وى در ادامه دربارهء نثر ترجمهء خود مىنويسد : « و به تكلّف در عبارت و لطافت استعارت مقيّد نگشته » و اين نكتهاى بس مهم است كه در نوع ترجمههاى متون دينى مشهود است .
از اين ترجمه تنها بخشى كه شامل شرح حال رسول خدا صلى الله عليه و آله و امير مؤمنان عليه السلام است و بايد جلد اول كتاب باشد ، برجاىمانده است ؛ اما اين كه آيا مجلد دوم نيز به فارسى درآمده است يا نه ، آگاه نيستيم . در پايان اين نسخه آمده است كه « تمّت الكتاب سنة 955 » . نسخهاى از آن به شمارهء 6740 در كتابخانهء آية اللّه مرعشى نگهدارى مىشود .
دومين ترجمهء كشف الغمه نيز در عهد شاه طهماسب و به دستور وى صورت گرفته است . مقدمهء جزء اول كتاب را مترجمى نگاشته است كه شناخته شده نيست ؛ اما از عبارت وى چنين برمىآيد اين جزء به وى واگذار شده و اجزاء ديگر به كسان ديگر ؛ وى در اين مقدمه از وضعيت نامناسب شيعه پيش از دولت صفويه ياد كرده ، آنگاه به ذكر خدمات شاه اسماعيل و شاه طهماسب پرداخته و پس از آن دربارهء برخورد علمى با مخالفان - يعنى سنيان - و نحوهء آن سخن گفته است .
وى دربارهء شاه طهماسب نوشته است : چون رأى سديد صواب ديدش اقتضاء نموده كه با گروه معاندان و طايفهء جاحدان كه در اين زمان از مذهب شيعه و مسلك اماميه ابتعاد مىكنند و از غايت عناد تجويز حقيقت اين مذهب نمىنمايند و مقالات اين فرقه را در باب خلافت و فضيلت عترت از امور مخترعه و از اصول موضوعه مىدانند و اقوال و آثار و اخبار ايشان را سخيف و ضعيف مىپندارند مجادله به طريق احسن ، چنان كه مقتضاى آيهء كريمه به ظهور رساند كه شايد كه بعضى از آنها كه در وادى ضلالت حيران و در بيابان غوايت سرگردانند ، بعد از مراعات اين نكتهء بديع ، از حيّز جهالت و ورطهء هلاكت بيرون آيند و چون . . . طريق احسن در مجادله آنست كه به كلمات مشهوره و به مقدمات مسلّمه باشند و بهترين تأليف در زيباترين تصنيف كه آن مشتمل بر اخبار مشهوره و مقدمات مسلّمه كه جاحدان مذهب را از تسليم آن گريزى و معاندان را از قبول آن گزيرى نيست و به ضرورت اعتراف به آن مىبايد نمود ، كتاب كشف الغمه است كه مجتمع اخبار مقرّره و جامع مقدمات مسلّمه است . . . » .
وى دربارهء استفاده بهتر از اين اثر و نيز دربارهء ضرورت ترجمهء آن به فارسى مىنويسد :
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1106
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص١١٠٦