هند » بوده است ! « 1 »
براى شناخت اهميت اين جنبش ، لازم است تا مرورى بر آثار ترجمهشده داشته باشيم و فهرستى از آنها را به دست دهيم تا وسعت و دامنهء آن بهتر آشكار شود . البته اگر مقصود از ارزش ادبى ، اغلاق موجود در نثر ادارى پيش از عهد صفوى و همان عهد است ، بايد گفت ، در آثار مذهبى ، نمونهء آن كمتر يافت مىشود ؛ مگر آن كه بساطت و سادگى و در عين حال پختگى نثر فارسى قرن ششم و هفتم مورد نظر باشد كه آن نثر ، سالها پيش از صفويه ، دچار انحطاط شده بود . در برابر ، اگر ارزش ادبى ، به بهرهاى است كه تودهء مردم از سادگى و روانى زبان به دست آورند ، بايد گفت ، در بيشتر موارد ، اين متون مذهبى بودند كه فارسى روانى را در عرضهء انديشههاى خود براى عامهء مردم به كار گرفتند . البته رسوخ كلمات عربى در اين عهد در زبان فارسى بيشتر است و علت آن درست همين گستردگى و تا اندازهاى بىضابطهگى در كار ترجمه است . آنچه مهم است اين كه ترجمه ، با اين دامنه ، تا آن زمان ، در هيچ دورهاى تجربه نشده بود . البته لازم بود تا براى حفظ حدود و ثغور زبان فارسى كه تا همان عهد ميان ايرانيان رواج داشت ، برنامهريزى صورت مىگرفت ، اما چنين نشد ؛ با اين حال همان سياست سادهنويسى مترجمان و بيان مطالب دينى بدون تكلّف ، در حفظ لغات فارسى و روانى نثر آن از اهميت خاصى برخوردار بوده است ؛ چه ترجمه ، اصولا به معناى تبديل جملات عربى به جملات فارسى و همهفهم كردن آن بوده است .
به هر روى دكتر صفا هيچ بخشى از كتاب خود را به حركت و جنبش ترجمه در اين دوره ، آن هم در بيش از هزار و نهصد صفحه بحث از تاريخ ادبيات ايران در فاصلهء قرن دهم تا دوازدهم ، اختصاص نداده است ؛ در حالى كه ، همان گونه كه خواهيد ديد ، محدودهء كار بسيار وسيع بوده و اصول جالبى از لحاظ روش ترجمه در اين دوره مورد توجه قرار گرفته است . به علاوه اين ترجمهها ، تنها اختصاص به متون مذهبى نداشت ؛ گرچه بيشتر متون مذهبى ترجمه شد . در اينجا به چند نكتهء كلى دربارهء اين ترجمهها اشاره مىكنيم و يادآور مىشويم كه بخش عمدهء اين مقاله ، ياد از خود ترجمههاست كه برخى را به تفصيل و برخى ديگر را به اجمال معرفى خواهيم كرد .
1 - نخستين نكته در ترجمهء اين آثار آن است كه شاهان صفوى ، سياست فرهنگى ويژهاى در اين زمينه داشته و به طور رسمى از عالمان خواستند تا به ترجمهء آثار شيعه بپردازند . البته مىتوان دريافت كه علماى شيعه ، نقش خط دهى فرهنگى را عهدهدار بودند ؛ اما به هر روى ، اين وضعيت ، سبب شد تا در حكومت جديد ، خط ترجمه ، افزون بر تأليف ،
هامش
( 1 ) . صفا ، همان ، 1 / 5 ، ص 422