تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1096

مساهمون:

ص١٠٩٦
نماز جمعه ، در همهء بلاد شيعه شايع شده است . ( برگ 127 ) يكى از دشوارىهاى ديگر ، فراوانى كفّارى است كه از نواحى هند به كاشان مىآيند و معاملات ربوى با مردان و زنان دارند ؛ به طورى كه شيعيان نزد آنان ذليل هستند ؛ چرا كه به آنان بدهكارند و مجبورند بخشى از درآمد روزانه را به آنان بدهند . آن‌ها سوار بر مركب‌هاى شيعيان شده ، به اين سوى و آن سوى سفر مىكنند و شيعيان هم به خاطر همين اقساط ، ملازم ركاب آن‌ها هستند . اين افراد به خانه‌هاى شيعيان آمده و با زنان آنان نشست و برخاست مىكنند . اگر من به خاطر مصالح دين در اين باره سكوت مىكردم ، بهتر بود ، اما چه كنم كه قلبم به گونه‌اى است كه نمىتوانم سكوت كنم . اين رفت و آمدها باعث برقرارى رابطهء آنان با فرزندان دختر و پسر اين خانواده‌ها شده و اتفاقات منكرى رخ مىدهد كه چشم نبيند و گوش نشود . هر بار هم اين اتفاقات بيفتد ، خواجگان كه نزد سلطان مقرب هستند ، به كمك اين افراد مىشتابند ، چرا كه در دست آنان اموالى دارند كه براى آنان نفعى به همراه دارد . در مدت زمانى كه من در اصفهان بودم ، از اين اتفاقات زياد افتاد . مرد صالح پيرمردى به من گفت كه از روزنه‌اى ، مرد كافر هندى را با يك زن مسلمان ديده است . همين‌طور فرد بدهكارى ، مجبور شده بوده تا دختر خود را به خانه‌هاى آنان ببرد ؛ در حالى كه اين اتفاقات پيش از آن رخ نمىداده است ( برگ 128 ) . عبد الحى مىگويد : من در شگفت هستم كه چگونه دولت مجوس چهار هزار سال دوام آورد ، اما دولت سيّد الاولين و آخرين بعد از هزار سال اين گونه ضعيف شده است . كتاب با همين تأسف تمام شده و مؤلف اميدوار است كه جهان پرگناه ، شاهد ظهور و حضور مهدى عليه السلام باشد تا آن را از ظلم و گناه نجات دهد . مؤلف در شانزدهم رجب سال 1121 از نوشتن اين كتاب و در واقع همين نسخهء مورد استفاده ما ، فارغ شده است .