شفاعت خواهى آنان با همين امتحانات معين مىشود . عبد الحى مىگويد : به رفيق او گفتم :
وقتى با آن همه آزمايشها و بعد از سم دادن و به شهادت رساندن ، امامان عليهم السلام به مرتبهء شفاعت كردن مىرسند ، با اين كه برگزيدهء خدا ميان مردم هستند ، چگونه امام جماعتهاى روزگار ما كه نه نبوّتى دارند و نه امامتى ، مىتوانند بر اساس حديث ابو ذر از پيامبر صلى الله عليه و آله رتبهء شفاعت را به دست آورند . او رنگش دگرگون شد و ساكت ماند ( برگ 44 ) .
وى با اشاره به سختگيرى گذشتگان در انتخاب افراد براى امامت جمعه مىگويد : يكى از اكابر كه قاضى اصفهان بود و فردى عالم و فاضل و نزد سلطان و اميران ، اعتبار بالايى داشت ، در اوائلى كه فيض كاشانى در كاشان اقامهء جمعه مىكرد و هنوز اعتبارى نزد سلطان به دست نياورده بود ، به اين شهر آمد . وقتى شنيد كه كسى مانند فيض امامت جمعه مىكند ، برآشفت و او را تهديد كرد ، به طورى كه فيض مخفى شد تا او از كاشان خارج شد . آن قاضى گفت : امامت جمعه امرى بس مهم است كه اين قبيل افراد با اين مرتبهء اندك نبايد آن را اقامه كنند . عبد الحى مىگويد : اين در حالى بود كه فيض همان زمان نيز به علم و فضل شهرت داشت . وى مىافزايد : اين اوضاع گذشته است ، در حالى كه امروزه كار به جايى رسيده كه مجلسى دوم كه مشهور به علم و فضل است ، براى هر آدم كمرتبتى اجازهء اقامت جمعه و اجازهء روايت ، در اطراف و نواحى صادر كرده و كار امامت جمعه به اين حد رسيده است . ( برگ 45 )
سفر حج شيعيان و دشوارى رؤيت هلال
فصل هفتم كتاب دربارهء يكى از مسائل فقهى حج است . اين مسئله مربوط به مشكلى است كه زائران شيعه در ايام حج داشتند . مشكل اين بود كه وقتى روز عيد قربان به شنبه مىافتاد ، طبعا عرفه ، روز جمعه مىبود . اگر روز عرفه با جمعه يكى مىشد ، سنيان حج آن سال را حج اكبر مىناميدند كه البته شيعيان اعتقادى به اين امر ندارند . اگر سالى حج اكبر باشد ، رؤساى مكه نفع مادى بيشترى مىبرند . « 1 » براى همين ، اگر طبق معمول ، روز عيد به يكشنبه بيفتد ، از قبل در رؤيت هلال برنامه را به گونهاى تدارك مىبينند كه ماه يك روز زودتر آغاز شده و عيد به شنبه بيفتد تا عرفه منطبق با جمعه شده و حج آن سال ، حج اكبر باشد . در اينجا براى شيعيان اين مشكل پديد مىآمد كه چه بكنند . عبد الحى مىگويد : در طول عمر ما ، فراوان
هامش
( 1 ) . اين مسألهاى است كه تا دورهء قاجاريه نيز بوده و اصرار زيادى بوده تا حج ، حج اكبر باشد چرا كه از طرف دولت ، مبالغى به رؤساى مكه و حج داده مىشده است . در اين باره بنگريد : جعفريان ، رسول ، مقالات تاريخى ، دفتر هشتم ، صص 259 - 263