آنچه مسلم است ، و با توجه به خاطراتى كه نقل مىكند ، عمرى نسبتا طولانى كرده است .
از شخصى با نام عبد الحى رضوى كه موقعيتى در حد توليت آستان قدس رضوى داشته و فرمانى در تاريخ 1154 از سوى نادر براى وى صادر شده و نام او با همين تاريخ در پشت برخى از كتابهاى وقفى در كتابخانهء آستان قدس رضوى هست ، « 1 » ياد شده كه مىبايد دربارهء ارتباط اين دو ، تحقيق بيشترى صورت گيرد .
گذشت كه كتاب مورد بحث حديقة الشيعة نام دارد . براساس آگاهى ما ، دو نسخه از اين كتاب موجود است . نسخهاى در كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى و نسخهء اصل مؤلف كه به شمارهء 1124 در كتابخانهء آية الله مرعشى نگهدارى مىشود . وى در اين اثر ، خود را عبد الحى بن عبد الرزاق الكاشانى ناميده و در پايان نسخه يادآور شده است كه كتابش را در رجب سال 1121 نوشته است . پس از آن ، در كنار كتاب در صفحهء پايانى ، يادآور شده است كه كتابش را با جمعى از دوستان در سال 1135 و پس از آن در سال 1141 مقابله يا مرور كرده است . حاصل اين مرور ، يادداشتهايى است كه بر اين نسخه افزوده شده است .
بنابراين درگذشت وى بايد بعد از سال 1141 باشد . آقابزرگ همچنين از يكى از اعقاب او با نام سيد حسين بن نعمة الله ياد كرده است . « 2 »
از مجموع آنچه در اين كتاب آمده ، بايد او را يك مخالف خوان به تمام معنا دانست . وى هم از حكومت صفوى ناراضى است ، هم به وضعيت علما و مناصب دينى و ائمهء جمعه و جماعات اعتراض دارد و هم به لحاظ اخلاقى و اجتماعى ، از اوضاع جامعه ، انتقاد مىكند .
عبد الحى شاه صفى را به عنوان سلطان جائر معرفى مىكند و معمولا با همين تعبير سلطان جاير ، به شاهان صفوى اشارت دارد ( براى نمونه نك : برگ 117 ) . اين در حالى است كه پدرش رفت و آمدى با خليفه سلطان داشته است . همچنين در اين كتاب ، در كنار اعتراضات علمى كه به برخى از عالمان و نويسندگان وارد مىكند ، همزمان انتقادات اجتماعى و اخلاقى نيز در همان موارد ، مطرح مىسازد . طبيعى است كه برخى از اين انتقادها ، وارد نباشد و تنها از زاويهء ديد مؤلف و يا نگرش فقهى و علمى او قابل طرح باشد ، اما آنچه مهم است اين كه ، آگاه باشيم كه در اين دوره ، جامعهء دينمدار مورد انتقاد نيز قرار داشته است ؛ آن هم از زبان شخصى كه خود در سلك عالمان و فقيهان بوده است . آنچه كه دربارهء علماى اين دوره گفتنى است ، اين است كه بيشتر عالمان اين دوره ، با حكومت همراهى داشتهاند ؛
هامش
( 1 ) . رضوى ، مير محمد باقر ، شجرهء طيّبه در انساب سلسلهء سادات علويهء رضويه ، تصحيح محمد تقى مدرس رضوى ، 1352 ، صص 250 - 251
( 2 ) . آقابزرگ ، نقباء البشر ، ج 2 ، صص 668 - 669 . كتابخانهاى نيز از سادات رضوى در كاشان برجاىمانده كه در نشريهء نسخههاى خطى دانشگاه تهران ، ج 7 ، ص 29 نسخههاى آن معرفى شده است .