31 عبد الحى رضوى كاشانى منتقد جامعهء دينمدار دورهء صفوى
دربارهء حديقة الشيعة « 1 » و مؤلف آن
زمانى كه دولت صفوى قدرت كافى براى استوار كردن موقعيت سياسى خود به دست آورد ، كوشيد تا در ابعاد فرهنگى - اجتماعى نيز وضعيت خود را تثبيت كند . ازاينرو ، امكانات دولتى و همچنين شرايط مطلوبى كه در پى تأسيس و تثبيت اين دولت فراهم آمده بود ، به عالمان و فقيهان كمك كرد تا به پر كردن خلاء فرهنگى موجود در جامعه كه ناشى از تغيير مذهب بود ، بپردازند . شاه طهماسب نقش مهمى در تثبيت اين وضعيت داشت و پشتوانهء مهمى براى كوششهاى فرهنگى عالمان براى استوار كردن پايههاى مذهب تشيع در جامعه بود . به مرور زمان كه كار تأليف و پژوهش از يك طرف و تأسيس مناصب دينى از طرف ديگر توسعه مىيافت ، و به موازات گسترش و تعميق آموزههاى مذهبى جديد ، مشكلاتى نيز در ميان خود عالمان و دينمداران جامعه پديد مىآمد . اين مسئله از يكسوى ، بر اثر اختلاف نظرهاى علمى و اجتهادى بود كه در اثر حلول مكاتب مختلف فكرى و كلامى و فقهى شيعه بروز مىكرد و از طرف ديگر ، حاصل برخوردها ، رقابتها و منازعات گروهى بود كه در ميان عالمان و بيش از آن در ميان مريدان آنان پديد آمده و مراد را هم در خود غرق مىكرد . روشن بود كه مسئوليت اين درگيرىها ، جداى از آنچه كه ناشى از اجتهاد بود ، مىتوانست در اثر فرصتطلبىها ، جاهطلبىها و خودخواهىهايى باشد كه نتيجهء شرايط جديد در روى كار آمدن برخى از عالمان و كنار گذاشته شدن برخى ديگر بود . شگفت آن كه بسيارى از اختلافات علمى و رد و ايرادهايى كه به صورت كتاب و رساله برجاىمانده ، صرفنظر از ظاهر آنها كه صرفا علمى است ، در باطن ، نشانگر نوعى رقابت و حضور نفسانيات است . فيض كاشانى در موارد مختلف و از جمله رسالهء اعتذاريه يا شكوائيه به بخشى از اين امور پرداخته است .
هامش
( 1 ) . توجه داريم كه مقصود ما در اينجا كتاب حديقةالشيعهء منسوب به مقدس اردبيلى نيست ؛ بلكه مراد كتابى است كه شرح آن در ادامه آمده است .