تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1072

مساهمون:

ص١٠٧٢

نصارا و يهود مقيم اصفهان

مرحوم محمد تقى مجلسى در رساله‌اى كه دربارهء اهل ذمّه نگاشته ، اشاراتى به وضعيت اهل ذمّه در اصفهان دارد . وى با اشاره به اين كه نصارا نبايد اظهار كنند كه « عيسى را خدا مىدانيم يا پسر خدا مىدانيم » مىافزايد : نه چنان كه الحال شايع است كه زنديقى از نصارا آمده است و در هر خانه راه دارد و دو سه كلمه از رياض مىداند و با هركس القاء شبهات مىكنند و مىگويد كه آمده‌ام و مردمان را هدايت كنم و كسى نيست كه اين ملعون را بكشد و بىدغدغه واجب القتل است . » « 1 » و در جاى ديگر مىنويسد : « و يهودان نيز رنگ روناس و امثال آن نپوشند و يهودان كلاه كبود لاجوردى بر سر مىگذاشتند ؛ چند سال است كه بر طرف كرده‌اند و اولى آن است كه او را بر سر گذارند » . « 2 » حقيقت آن است كه از زمان عباس اول به اين سو ، تا زمان شاه سلطان حسين ، مسيحيان اعم از ارامنه و يا كشيشانى كه از اروپا براى تبليغ اسلام به اصفهان مىآمدند ، آزادى عمل زيادى داشتند و اشارات مجلسى اول ، در انتقاد به همين وضعيت است . شاردن نوشته است : شاه عباس « دربارهء ايشان به رأفت و احسان رفتار مىكرد و به روحانىنمايان كافر كيش [ يعنى مسلمان ] و مردم فريب ، هرگز فرصت و امان نمىداد كه با آنان به دشمنى و ستيز برخيزند ! « 3 »
هامش
( 1 ) . مجلسى ، محمد تقى ، اهل ذمه ، ميراث اسلامى ايران ، دفتر سوم ( قم ، 1375 ) ، ص 714 ( 2 ) . مجلسى ، محمد تقى ، همان ، ص 715 ( 3 ) . شاردن ، سفرنامه ، ج 4 ، ص 1653