حضرت سهو را بر خود زدند و برخاستند و دو ركعت نماز ديگر بجا آوردند تا مردمان حكم سهو را بدانند و آن قارى مطمئن شد و باز به نزد همه رفت و همه تحسين نمودند و اقرار كردند بر حقّيت كلام شيخ رضى الله عنه . پس شيخ بهاء الدين رحمه الله تعالى فرمودند كه البته اين حل از جمله الهاماتى است كه حق سبحانه و تعالى به دوستان خود القا مىفرمايد و بسيارى از تحقيقات شيخ را با كرامات او مذكور ساختند . يكى از فضلا در آن مجلس بود گفت كه ، اينها تصوف است و اين اخبار آحاد است و البته شيخ صفى الدين اسحاق تقيه فرمودهاند . شيخ فرمودند كه ما نمىتوانيم رد اين احاديث صحيحه كنيم و قريب به ده حديث صحيح در اين باب واقع شده است و اگر ما اين احاديث را طرح كنيم ، امان بر مىخيزد . بنده عرض نمودم كه كل ذلك لم يكن . شيخ فرمودند كه بگو . عرض نمودم كه چون احاديث بسيار از ائمه واقع شده است ممكن است كه ايشان فرموده باشند و سهو واقع نشده باشد و چون سهو نبى مشهور بود ، حضرات معصومين تقيّه فرموده باشند . شيخ تحسين بسيار فرمودند و همه فضلا كه حاضر بودند تحسينات فرمودند و شيخ فرمودند كه چنين وجه ظاهرى مىبود و ما به اين وادى نيفتاده بوديم . ( 4 / 303 - 304 )
سيد مرتضى و تلاش براى رسمى كردن مذهب شيعه
. . . و تا زمان شيخ طوسى تقيّه كم بود و هركس اظهار هر مذهبى كه داشت مىكرد تا آن كه علماى عامه به خليفه گفتند كه مذاهب بسيار شده است ؛ مىبايد چند مذهب را مقرّر سازيم و بر آن اجماع كنيم و مذهب غير آن را از كسى قبول نكنيم . چون وزراء ، بعضى شافعى بودند و بعضى مالكى ، زرها توجيه كردند . « 1 » و سيد مرتضى رضى الله عنه نيز قرارداد كه صد و پنجاه هزار تومان بدهد كه مذهب شيعه نيز ظاهر بوده باشد و خود گفت كه ، من صدهزار تومان از مال خود مىدهم شما پنجاه هزار تومان بدهيد ، شيعيان تقصير كردند . از آن جهت كه اينها اعتبارى ندارد و ما هميشه مذهب خود را آشكار داشتهايم و اين خليفه كه مىرود اين معنى بر طرف خواهد شد و عن قريب است كه صاحب الامر صلوات الله عليه ظاهر خواهد شد . و حكمت الهى نيز اقتضا كرده بود كه اين مذهب مخفى باشد تا اظهار آن بر وجه كمال به دست پادشاهان صفويه انار الله تعالى برهانهم بوده باشد ، اگرچه در آن زمان آل بويه پادشاهان ايران بودند و شيعه بودند اما نتوانستند كه با وجود خلفا مذهب شيعه را رواج دهند ، اگرچه آن زمان علماى شيعه از حد و حصر متجاوز بودند و اطراف عالم از ايشان پر بود و از كتب ابن بابويه و شيخ طوسى و شيخ نجاشى ظاهر مىشود كه استادان ايشان كه يگانهء آفاق بودند ، بسيار بودهاند چه جاى ديگران . ( 1 / 477 )
هامش
( 1 ) . يعنى پول فرستادند .