تجديد تعريف عمارت
قلم باز از پى وصف عمارت * رقم سازد نكو نقشى به دقّت
كه تا گشت اين بنا برپا ز هر سو * در و ديوار گشتند آفرينگو
صفت سركار و معمار
به گردش از پى انجام اين كار * چو روز و شب در آن معمار و سركار
چه سركارى كه هر كارى كه فرمود * توان گفتن كه سبقت در عمل بود
ز اخلاص شه دين مخلصش نام * عيان ز آغاز كارش حسن انجام
يد طولى هر انگشتى به دستش * به هر كارى چون كسرى بندوبستش
ارسطو راى و افلاطون عزيمت * سراپا عين هوش و مغز فطرت
تفصيل كار فرمودن سركار به هر صنفى
در آغاز بنا گفتى به معمار * كنون طول زمان را ريسمان كار
پى كارى كه خواهد رنگ ريزد * رود خاكستر از افلاك بيزد
نمايد هر چه را سازد عيانى * ز عيش جاودانى ريسمانى
كار فرمايى سركار به بنا و تعريف بنا
شدى برپا ز بنا چون زدى هى * حبابآسا همان دم پوشش و پى
چه بنايى كز آب و خاكِ عالم * مكرر ساختى فردوس و آدم
طلب ناكرده از مزدور خشتى * بپامىداشت بنياد بهشتى
زِ هَر خشتى كه روى خشت مىهشت * به دست خود گل صدبرگ مىكشت
نمودى آنچه بنمودى ستاره * در اينجا صرف جاى خشت پاره
به هرجا مىزدى مشت گِلى را * عيان مىساختى جاى دلى را
به هر سقفى كه مىبستى مقرنس * سكون مىيافت چندين چرخ اطلس
اساسى را كه كرد از سنگ بنياد * ز شيرينكاريش شد زنده فرهاد
صفت گچكار و تعريف گچ
نگه كردى اگر بر روى گچكار * سفيدى بود كردى تا نگه كار
به هر سمتى كه مشتى گچ رساندى * طلوع صبح آنجا خشك ماندى
به ديوارى گزين گچ شمشه مىبست * به پشتش پرتو مهتاب مىجست
چو واماندى ازين گچ آنچه را بيخت * كواكب بود بر روى فلك ريخت