تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 853

مساهمون:

ص٨٥٣
مىكردند تا على خسته گردد و عجزش ظاهر گردد . « 1 » عبد الجليل شيعى مذهب ، ضمن دفاع از برخى روايات فضائل امير المؤمنين - عليه السلام - و اشاره به اين كه بعضى نيز سخن جهّال و عوام و اوباش باشد ، در برابر سخنان نويسندهء سنى ، به فضائل خوانى مبلغان سنى اشاره كرده ، مطلب مهمى را دربارهء خواندن داستانهاى رستم و سهراب توسط آنان بيان مىكند . وى مىنويسد : عجب است كه اين خواجه بر بازارها ، مناقب‌خوانان را مىبيند كه مناقب مىخوانند و فضايل‌خوانان را نمىبيند كه بيكار و خاموش نباشند و هر كجا قمّارى خمارى باشد كه در جهانش بهره‌اى نباشد و به حقيقت ، نه فضل بوبكر داند ، نه درجهء علىّ شناسد ، براى دام نان ، بيتى چند در دشنام رافضيان از بر بكرده و در سرمايه گرفته و مسلمانان را دشنام مىدهد و لعنت ناوجه ، مىكند و آنچه مىستاند ، بخرابات مىبرد و به غنا و زنا مىدهد و بر سبلت قدريان و مجبّران مىخندد و اين قاعدهء نو نيست كه فضايلى و مناقبى در بازارها فضايل و مناقب خوانند ، امّا ايشان همه ، توحيد و عدل و نبوّت و امامت و شريعت خوانند و اينان همه جبر و تشبيه و لعنت . « 2 » او همچنين در جاى ديگرى دربارهء محتواى فضائل خوانى اهل سنّت مىنويسد : . . . و چنان است كه متعصّبان بنى اميّه و مروانيان ، بعد از قتل حسين با فضيلت و منقبت علىّ ، طاقت نمىداشتند . جماعتى خارجيان از بقيّت سيف على و گروهى بددينان را بهم جمع كردن تا مغازيهاى دروغ و حكايات بىاصل ، وضع كردند در حق رستم و سهراب و اسفنديار و كاووس و زال و غير ايشان و خوانندگان را بر مربّعات اسواق [ چهارسوها ] ممكّن كردند تا مىخوانند تا ردّ باشد بر شجاعت و فضل امير المؤمنين و هنوز اين بدعت باقى مانده است كه به اتفاق امّت مصطفى ، مدح گبركان خواندن بدعت و ضلالت است . خواجه اگر منقبت علىّ از مناقب‌خوانان نمىتواند شنيد ، بايد بدان هنگامه‌ها مىرود به زير طاق باجگر و صحراى در غايش . « 3 » مؤلف برخى از قصص ديگر را كه در كتب سنيان درباره حسن بصرى ، رابعه عدويه ، حلاج و جز آن‌هاست ، آورده است . اين قسمت مربوط به داستانهاى صوفيانه است . آنچه از نوشتهء عبد الجليل برمىآيد آن است كه قصه‌خوانى در قرن ششم در ايران معمول بوده و در آن ، از آثار ايران قبل از اسلام هم بهره گرفته مىشده است . اين سنت در ايران ادامه يافت و آثار آن در نقّالىهائى كه تا همين اواخر رواج داشت ، پابرجا بود . در اين
هامش
( 1 ) . همان ، ص 67 ( 2 ) . همان ، ص 65 ( 3 ) . همان ، ص 67
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 853 | الشيخ رسول جعفريان