چو طى شد يكدو فرسخ آن بيابان * به ناگه فوج رومى شد نمايان
سر ره را گرفتند و ستادند * بنايى تازه بهر ما نهادند
بگفتندى خراج و باج خواهيم * نود تومان از اين حجاج خواهيم
عجم آقاسى « 1 » ما هم بر آشفت * سخن را تند با آن ناكسان گفت
به طول آخر كشيد آن گفتگوها * به يكديگر ترش كردند روها
كشيدند از كمر شمشيرها را * رها كردند از زه تيرها را
به آتش خانهها راهى گشودند * تفنگها را به هم خالى نمودند
يلان قافله چون شهره شيران * ستادندى به جنگ آن دليران
به روى پل بهم آميختندى * بسى از يكديگر خون ريختندى
ميان كاروان خالى شد از مرد * هر آنكس پهلوان بد جنگ مىكرد
چون خالى يافتند آن كاروان را * بدين سو تافتند آنگه عنان را
يلان حاج چون شير غضبناك * جهاندند اسب خود چست و چالاك
سر ره را گرفتندى به ايشان * شدى احوال ايشان بس پريشان
شترها را به آب انداختندى * از آن ، آن روميان دل باختندى
به ضرب خنجر و با تيغ بران * دريدند و بريدند آن جوانان « 2 »
البته اين قبيل دشوارىها به طور عمده ، مربوط به راهزنان اعراب نيمهء راه بود كه در مسير ، در باديهها زندگى مىكردند و بسياريشان از طريق دزدى از كاروانها ، ارتزاق مىنمودند . در اشعار حسين ابيوردى ، شاعر قرن دهم هجرى نيز به برخى از اين مشكلات پرداخته شده است . او نيز با اشاره به اين كه شمارى از حاجيان در درگيرىهاى ميان راه كشته مىشدند ، در رثاى آنان مىگويد :
هر كسى هر سال زان جمع پليد * حاجيان را بىسبب سازد شهيد
كعبه بهر قتل جمعى بىگناه * جامهء خود مىكند دايم سياه
از شهيدان عجم زان اهل دين * شد فرو زمزم ز خجلت در زمين « 3 »
دربارهء سختگيرىهاى مربوط به حجاج در سرزمين عراق ، گزارشى نيز شيخ على عاملى ( م 1103 ) دربارهء گرفتن ماليات در مرز عثمانى با ايران ، به دست داده است . « 4 » در اين زمينه ، نجيب الدين رضا تبريزى از مشايخ صوفيهء ذهبيه ، شرحى از سفر حج استادش شيخ
هامش
( 1 ) . سرور حاجيان ايرانى يا امير الحاج .
( 2 ) . سفرنامهء منظوم حج ، ص 50
( 3 ) . همان ، ص 91
( 4 ) . عاملى ، شيخ على ، الدر المنثور ، ج 2 ، صص 243 - 244