تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦
شهنشاه كه از سادات بوده زمانى كه به حج رفته « در صفه‌اى از صفه‌هاى دور خانهء كعبه ، نام خلفاى ثلاث را نوشته و بعد از آن نام امير المؤمنين عليه السلام را و ياى معكوس على را بر روى اسامى خلفا كشيده » . بعد هم يك رباعى دربارهء اين كار خود گفته : ( 122 )
در كعبه نوشته‌اند با خط جلى * پهلوى سه كس نام على از دغلى
اما به سر هر سه كشيد است قضا * خط باطل از ياى معكوس على
شعرى هم از مير همام دربارهء چهار خليفه نقل شده كه جالب است . ( 146 ) از ملا ميرك خان بلخى ياد كرده كه « توفيق يافته مذهب اثناعشرى اختيار كرده . . . چهل سال در اصفهان ساكن بود . پادشاه قدردان ، شاه عباس ماضى توجه بسيار به او داشت . » ( 165 ) . مير عماد خطاط هم كه « خط تعليق را به مرتبه‌اى رسانده بود كه حمل بر اعجاز مىتوان كرد . . . شهرت كاذبى به تسنن كرده ؛ از غلوى كه شاه عباس ماضى در محبت امير المؤمنين عليه السلام داشت ، با او عداوت بهم رسانيده ، مقصود بيك را گفت : هيچ‌كس نيست اين سنى را بكشد . مقصود بيك به همين گفته در همان شب كه مير به حمام مىرفت ، او را كشت . » ( 207 - 208 ) . شاه عباس ، همين‌كه ملا شرقى قزوينى شعرى دربارهء خرد حمامى كه به سنى مخاطب است ، گفت « او را موظف ساخت » . ( 261 ) ؛ يعنى كه مواجب براى او تعيين كرد . متن شعر هم آمده است . حال كه از تغيير مذهب و دين سخن به ميان آمد ، اشاره كنيم كه گهگاه در كاشان ، كسانى از يهوديان ، مسلمان مىشدند . عجالتا يك مورد آن را نصرآبادى آورده است . ( 310 ) و حكايت اين ماجرا طولانى است . 7 بسيارى از مشاغل آن روزگار را مىتوان در تذكرهء نصرآبادى ديد . تنها به برخى از آن‌ها اشاره مىكنيم . شال‌فروشى ( 426 ) ، سنگ‌تراشى ( 415 ) ، گيوه‌كش ( 412 ) ، صحافى ( 423 ) ، كتابفروشى ( 409 ) ، نقاشى ( 414 ) ، چوب‌تراشى ( 373 ) ، كاسه‌گرى ( 382 ) ، زركشى ( 391 ، 424 ) ، طلاكوبى ( 313 ) ، اسطرلاب‌سازى ( 352 ) ، دلال ذغال و هيمه در ميدان كهنه ( 335 ، 425 ) ، نقش‌بندى ( 324 ) ، پنبه كنى ( 205 ) ، ساعت‌سازى ( 308 ) ، قمچىبافى ( تازيانه و شلاق‌بافى ) ، ( 258 ) ، پوستين‌دوزى ( 390 ) ، جدول‌كشى ( 290 ) ، رنگرزى ( 423 ) ، آجرتراش ( 431 ) ، شعربافى ( 138 ) ، خياطى ( 294 : در كارخانهء امام قلى خان خياطى مىكرده ) . شغل‌هاى فرهنگى هم جداى از قصه‌خوانى و شاهنامه خوانى كه گذشت ، يكى معلمى است . دربارهء شاعرى بابا نام ملازمان مىنويسد : مدتها در محلهء جماله كله اصفهان معلمى مىكرد و قريب دويست كس به مكتب او مىآمدند . » ( 404 ) . شغل كتابت كتاب‌ها كه همان استنساخ آثار بود ، شغلى پررونقى بوده گرچه دربارهء بهرام بيك آمده كه « در بهار كتابت مىكند و در زمستان به كسب پوستين‌دوزى مشغول است » ! ( 390 ) معلوم مىشود حد اقل