تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
حكم به كفر و نجاست شما كردن ؛ و اگر بعضى از سخنان شيخ عطار يا مولانا را شخصى مطالعه نمايد كه در زهد و موعظه است ، البته نسبت به عوام قصور ندارد ، اگر چه اجتناب اولاست كه مبادا بلغزد . اما علما ، هر چند بيشتر مطالعه نمايند و بيشتر نقل كنند ، از براى ايشان بهتر است ؛ و اگر در اين ميان گفتگوها زيادتى رفته باشد ، اميد كه نگيرند و حمل بر تعصّب و عناد نفرمايند ، بلكه محض رضاى الهى دانند ، فيما تعلم هر چند كه خود معترفم به تقصير ، و همهء غم اين است كه چرا دور مانده‌ايم ؛ اميدواريم كه حق سبحانه و تعالى همه را هدايت نمايد و به أحسن طرق فايز گرداند ، بجاه محمد و آله الطاهرين . فصل سيم از باب بيست و سيم : ماتن [ قمى ] در جواب محشى [ مجلسى ] مىگويد : اين گفتگويى است كه حضرت آخوند پيش‌تر نمودند و جواب از اين ، آن است كه حقّ است كه علما بر دو قسم مىباشند ؛ طايفه‌اى از ايشان كه به زيور شرع آراسته باشند ، هاديان دينند و امناء رب‌العالمين‌اند ؛ و طايفه‌اى ديگر كه به محبّت دنيا مبتلا گشته ، پيروى نفس امّاره مىنمايند ، مخرّبان و مفسدان دينند . و امّا تابعان حلاج و بايزيد ، همگى غولان راه‌اند . حق تعالى شيعيان اهل بيت را از شرّ اين طايفه نگاه دارد [ نگاه دارى نمايد ] ؛ و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم . ديگر ماتن [ قمى ] در جواب محشى [ مجلسى ] مىگويد : گفتگوهاى حضرت آخوند همه نقيض يكديگرند . پيش از اين مذكور ساخت كه طريقهء اين جماعت متواتر است ؛ پس هرگاه متواتر باشد ، چه حاجت به پير كامل است ؟ و اگر فرض كنيم كه پير كامل در طريق رياضات و مجاهدات در كار باشد ، بايد كه به قول هيچ پير عمل نكنند ، مگر پيرى كه پيران او تا به حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله يا امام عليه السلام همه كامل و صالح باشند ، و ما پيش‌تر بيان كرديم كه پيران اين طريقه ، همه يا مخالف دين شيعه‌اند و يا مجهولانند ؛ پس به قول هيچ پيرى از پيران حضرت آخوند عمل نمودن جايز نباشد . و ديگر اين كه فرموده‌اند كه سخنان اين جماعت به حسب ظاهر كفر است ، همين مذمّت ايشان را بس است كه بر خلاف طريقهء حضرت رسالت پناه و ائمهء معصومين عليهم السلام عمل نموده‌اند و به ظاهر ، خود را كافر ساخته‌اند ؛ و حال آن كه مرشدان كامل كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام‌اند ، مىفرمايند كه اتّقوا من مواضع التّهم ، « 1 » يعنى بپرهيزيد از جاهايى كه محل تهمت است . ديگر در باب وحدت وجود گفتگوهاى عاميانه مىنمايند و به نقل و حكايت اكتفا
هامش
( 1 ) . مجلسى ، بحار الانوار ، ج 33 ، ص 509