يحضرون انّ الله هو السميع العليم . تمّت بعون اللّه تعالى .
فصل دويم از باب بيست و سيم : محشى [ مجلسى ] مىفرمايد : در اين كه جماعتى كثير غولان راهند [ و از خدا و رسول خبرى ندارند ] حرفى نيست ، و بر همهكس لازم است كه از ايشان و از اقوال و افعال ايشان دور بوده باشند ؛ و هميشه غولان راه از طرفين بوده و هستند ، و بر مريد حق سبحانه و تعالى لازم است كه پيروى شخصى كند كه ظاهرش به انوار شرع آراسته باشد و باطنش از كدورات نفسانى پيراسته باشد ، و طريقهء اهل بيت را شعار و دثار خود سازد [ ساخته ] ؛ لمحهاى از مكايد نفس ايمن نباشد ؛ و اليوم اين معنى به غايت كمياب است كه أوليائي تحت قبائى لا يعرفهم غيرى ؛ بلكه مشروع نيست عوام را مطالعهء اكثر كتب صوفيّه ؛ چون جمعى از متصوّفه سنّى بودهاند و شيعه و سنّى به يكديگر مخلوط شدهاند و شيعيان نيز اظهار تقيّه كردهاند ، بلكه بر همهء ايشان لازم است كه طلب علوم دينيّه از علماى فى اللّه بكنند و بعد از تحصيل علوم متوجه تصفيهء نفس به رياضات و مجاهدات شوند و در خدمت پير كامل . و محمل سخنان وحدت وجود و غير آن را به زبان جارى سازند ، زيرا كه اين سخنان به حسب ظاهر كفر است و زندقه ، و محلهاى او بسيار دقيق است و همهكس نمىتواند يافت ، تا آن كه فضلاى علما كه قائل به آن شدهاند ، مثل مولانا جلال و مولانا شمس الدين محمد خفرى ، و غير ايشان معلوم نيست كه فهميده باشند ؛ زيرا كه درك اين معانى ، فوق عقل است و تا نور كشف بعد از رياضات بسيار و مجاهدات بىشمار دست ندهد ، بويى از آن نمىتوان برد . و شيخ بهاء الدين محمد رحمه الله مجملى از اين معانى بيان كرده است در شرح چهل حديث . و روزى اين حقير از شيخ مرحوم پرسيدم كه حديث كميل كه مستند صوفيّه است در وحدت وجود ، صحيح است ؟ فرمودند كه از آن گذشته است كه شك در آن توان كرد . و از آن جمله شيخ عبد الرزّاق تصحيح او نموده و او از شيخ نور الدّين عبد الصّمد نطنزى نقل كرده است و ايشان از معظم علماى شيعهاند و حالات ايشان از آن گذشته كه شرح توان كرد . گفتم كه ، شرح فرماييد ، گفتند كه ، تا كسى رياضات بسيار نكشد ، به آن نمىتوان رسيد ، و نقل كرد كه روزى يكى از فضلاى اين شهر كه مولانا خواجه جان نام او بود ، نزد من آمد كه من ديشب فكر بسيار كردم تا معنى وحدت وجود را يافتم . من در جواب گفتم كه ، آخوند ! پير شما كيست ؟ گفت : پير يعنى چه ؟ گفتم : چند سال است كه شما رياضت كشيدهايد ؟ گفت : هيچ ؛ گفتم : پس اين معنى كه شما يافتهايد غير معنايى است كه صوفيّه مىگويند ؛ زيرا كه همه متفقاند كه اگر كسى پير كامل داشته باشد ، و چهل سال در خدمت او رياضت كشيده باشد ، ممكن است كه بر وى كشف شده باشد ؛ شما كه پير نداريد و رياضت نكشيدهايد ، البته آن چه يافتهايد ، غير آن چيزى است كه صوفيان مىگويند . نقل مكنيد كه مبادا كار مشكل شود [ گردد ] . مطلبش اين بود كه مبادا ما را بايد
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 656
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٦٥٦