كشته شدن خليفه را آورده است . ( ص 186 - 188 ) . البته سيوطى اين نقلها را از راويان و منابع مختلف آورده كه از جملهء آنها يكى هم حاكم نيشابورى است . سپس نقلى در همين باره از مرآة الزمان نوادهء ابن جوزى آورده برخى از روايات آن از ابن سعد و نقلى از المعارف دينورى است . ( ص 189 - 197 ) . افندى با وجود اين همه نقل كه قتل خليفه را در اواخر ذىحجه سال 23 دانستهاند ، باز اصرار دارد كه نقل كتاب عقد الدرر فى بقر بطن عمر كه « از خط شيخ على كركى نقل شده » آن است كه تاريخ آن ، نهم ربيع الاول سال 27 هجرى يا 24 هجرى بوده است . حتى وى قول مفيد را نيز كه گفته است زخم خوردن عمر در « روز بيست و ششم ذىالحجه » بوده ، موافق قول اهل سنت و نادرست دانسته است ( ص 198 ) . وى سپس « از بعض كتب تواريخ معتبرهء شيعه » مانند حبيب السير نيز ماجرا را با اندك اختلافى بسان روايات اهل سنت آورده است . ( ص 199 ) در « حبيب السير آورده كه ابو لؤلؤ به روايت علماى شيعهء اماميه خود از مدينه گريخته و به طرف عراق عجم شتافته و در كاشان وفات يافته و به مذهب علماى عامه سنيه ابو لؤلؤ همان ساعت خود در مدينه گرفتار گشت » و در برخى نقلها آمده كه خودش را كشت . « و ليكن اصح آن قولى است كه جماعت علماى شيعه خود روايت كردهاند كه فيروز خودش فرار نموده و به عراق عجم آمده و در كاشان بسر مىبرده تا كه در كاشان به رحمت ايزدى پيوسته است . اين است تمامى آنچه امير خواند در حبيب السير و ديگران از مورخين شيعه نقل كردهاند . » ( ص 200 ) در كتاب الاستغاثة « 1 » فى بدع الثلاثه نيز آمده است كه خليفه از ترس كشته شدن ، از زيرزمينى كه از خانه به مسجد كنده بود ، به مسجد مىرفت و ابو لؤلؤ نيز همانجا پنهان شده او را ضربت زد . ( ص 201 ) « حمد الله مستوفى قزوينى سنى فاضل عالم مشهور كه مؤلف كتاب نزهة القلوب است كه معاصر سلطان محمد خدابنده بوده ، در تاريخ گزيده فارسى تأليف خود در باب قضيهء قتل عمر موافق طريق سنيان » خبر را آورده است . افندى سپس متن آن را نقل كرده است ( ص 202 ) . وى در ادامه ( ص 203 - 204 ) به اختلاف موجود ميان روايات اهل سنت در نقل اين خبر ، پرداخته و موارد آن را استخراج كرده است . منبع بعدى تاريخ حافظ ابروى سنى است كه كتابش را در زمان « شاهرخ ولد تيمور لنگ » نوشته است . ( ص 206 ) نقل بعدى از يوسف اعور ناصبى واسطى است كه خبر قتل خليفه را در كتابى كه در رد بر شيعه نوشته آورده است ( ص 208 ) « 2 » در ادامه نقل طولانى يوسف اعور در واقعهء قتل خليفه نقل شده است .
( برگ 124 - 126 ) . همچنين روايت كشته شدن خليفه را از كتاب عقد الدرر فى بيان بقر بطن
هامش
( 1 ) . در اصل : الاغاثه .
( 2 ) . در نسخهء اصل ، پس از اين صفحه ، خاتمه آمده و در حقيقت مطلب ص 208 ناقص مانده كه از نسخهء دوم آن را تكميل مىكنيم .