تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
عليه و آله با ايشان مخالفت كرده ، « پس اين قسم مخالفت نمودن وى پيغمبر را بعد از وفات آن حضرت چه ضررى دارد » . ( ص 182 ) ايشان مىگويد همان‌طوركه مولا احمد اردبيلى در حاشيهء الهيات شرح تجريد قسم خورده كه « من از راه تعصب و افترا اين جوابها را نگفته‌ام » من نيز « قسم بذات الله مىخوردم كه اين سخنان را از جهت تعصب مذهب و يا معانده با سنيان افترا ننموده‌ام و نگفته و نمىگويم » . در اينجا به تناسب آنچه را كه در صفحهء 155 تا 158 آمده و ارتباط هر دو طرف قطع است ، اما به نوعى دربارهء گفته‌هاى خليفه در نزديكى مرگ مىباشد ، در اينجا مىآوريم . آغاز آن حديثى است كه از كتاب رياض الايمان ، « 1 » حلية الاولياء و منهاج الكرامة علامه نقل كرده كه « لن يخرج احدكم من الدنيا حتى يعلم أين مسيره و حتى يرى مقعده فى الجنة او النار » آنگاه به بيان جملهء عمر در آخرين لحظات حياتش پرداخته كه مىگفت : « يا ليتنى كنت كبشا . . . » . پس از آن نقلى از كتاب منهج الفاضلين « 2 » و كتاب كاشف الحق « 3 » دربارهء طلب حلاليت خواستن عمر از امام على عليه السلام در آخرين لحظات عمرش كرده و حضرت از او خواست نزد دو نفر شهادت دهد كه به او ظلم كرده تا او را حلال كند ، اما عمر حاضر نشد . سپس نقلى از كتاب رياض الايمان آورده كه آن نيز دربارهء رخدادهاى لحظات پايانى زندگى خليفه است . ( ص 156 ) نصى ديگر از ربيع الابرار زمخشرى از عمر نقل كرده ، اگر تمام زمين طلا بود ، به علاوهء مانند آن ، براى كم شدن هول مرگ آن را فديه مىدادم . ( ص 157 ) در ادامه نقلهايى در همين زمينه از لوامع الانوار علىّ بن حسن زواره‌اى و نقلى نيز دربارهء مدت خلافت عمر از تاريخ گزيده آورده است . ( ص 158 ) . « الحال برگشتيم بر سر مدعاى مقصود از همين فصل رساله كه عبارت از كيفيت قتل » عمر باشد . در اينجا خبر مربوط به كشته شدن خليفه را به نقل از كتاب العدد القويّه رضى الدين علىّ بن يوسف حلّى - برادر علامهء حلّى - نقل كرده است . ( ص 183 - 184 ) در ادامه گزارش‌هاى مختلفى از افراد مختلف نقل شده است . سپس از كتاب دول الاسلام ذهبى و كتاب الاكتفاء فى تاريخ الملوك و الخلفاء كه آن را از جلال الدين سيوطى دانسته ماجراى
هامش
( 1 ) . مؤلف آن شناخته شده نيست . آقا بزرگ دربارهء آن فقط نوشته است كه صاحب انساب النواصب ( تأليف شده در 1077 ) از آن نقل كرده و معلوم مىشود مؤلفش شيعه است . ( 2 ) . منهج الفاضلين فى معرفة الائمة الكاملين از شيخ محمد بن اسحاق بن محمد الحموى ( صاحب كتاب انيس المؤمنين - تحقيق مير هاشم محدث ، تهران ، بنياد بعثت ، 1363 ) دربارهء امامت است كه به سال 937 و به نام شاه طهماسب تأليف شده است . نك : آقا بزرگ ، ذريعه ، 23 / 194 ( 3 ) . مؤلف آن معز الدين محمد اردستانى است كه آن را به نام مظفر قطب شاه در سال 1058 در موضوع امامت تأليف كرده و نام ديگرش هداية العالمين است . نسخه‌هايى از آن هم برجاىمانده است . نك : آقا بزرگ ، ذريعه ، 17 / 236
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 467 | الشيخ رسول جعفريان