تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤

خواب مقدس اردبيلى دربارهء عزادارى امام حسين عليه السلام

مؤلف در اينجا به بيان مطلبى از مقدس اردبيلى دربارهء بحث تعزيهء امام حسين عليه السلام پرداخته است . وى دربارهء مقدس مىنويسد كه « مولا احمد اردبيلى فاضل مشهور معاصر شاه طهماسب و شاه عباس ماضى كه خودش ضرب‌المثل در فضل و علم و صلاح و تقوا بوده ؛ چنانچه در ما بين خاص و عام مذكور است » . پس از آن خوابى از وى را نقل مىكند ، با اين مقدمه كه اين خواب نيز « مؤيد همان سخنى است كه ما قبل از اين ، خود تحقيق آن نموديم كه تعزيت حضرت امام حسين عليه السلام را به اين وضع كه اجامره و اوباش شيعه تا الحال نيز خود متعارف شده كه در ايام دههء عاشورا مىگيرند ، خود شغل بدى نيست و دغدغه نيز ندارد » . حكايت چنين است كه « آخوند مزبور خود در آن عصر خودش ، چون مشاهدهء بعض حركات ناهنجار اوباش را در باب تعزيهء حضرت امام حسين عليه السلام در ايام عاشورا مىكرده‌اند ، لابد به جهت نهى از منكر ، ايشان را از آن قسم اوضاع نابايست و حركات ناشايست منع مىفرموده است ؛ و چون ايشان در اين ابواب متقاعد نمىشده‌اند ، آخوند مذكور لاعلاج شده خود ترك حركت و تردد خود به بازار بلكه ترك بيرون آمدن از حجرهء خود مىنمايند و آخر الامر شبى آخوند مذكور خود خواب طولانى حضرت امام حسين عليه السلام را مىبيند كه مجملش آن كه آن حضرت به آخوند مذكور اعتراض مىفرمايند كه تو چرا مردم را از تعزيه‌دارى منع مىنمايى و آخوند مذكور از آن جهت مضطرب شده به دهشت تمامى از خواب خود كه بيدار مىگردد ، آخوند مذكور لابد خود نيز مثل اوباش شيعيان سنگها را به دست خود گرفته خود نيز به ميان اجامره رفته خودش نيز با ايشان برمى جسته و سنگ زنان و وحسو و شحسنوكنان « 1 » و حسين‌حسين‌گويان به كوچه و بازار همراه ايشان مىرفته و در هر باب از ابواب با ايشان رفاقت نيز مىكرده است و بعد از آن كه از آخوند مزبور در باب جهت آن منع اول خود و اين جد آخر خودش سؤال مىنمايند ، آخوند مشاراليه قصهء خواب خود را به جهت ايشان نقل مىفرمايند . » در اينجا افندى مىافزايد : « مؤلف گويد : به همين جهت الحال سالهاست كه در آيين ملوك و سلاطين صفويه - انار الله برهانهم - در باب تعزيه‌دارى براى حضرت امام حسين عليه السلام در دههء اول محرم الحرام خصوصا در روز عاشورا در همگى ولايات ايران ، پيوسته اين‌چنين بنا گذاشته
هامش
( 1 ) . اين جمله به معنا وا حسين شاه حسين است كه ترك‌ها به اين صورت تلفظ كرده و كم‌كم در ميان ديگر عزاداران نيز رواج يافته بود .