تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
از نقل كلام اين ملعون چكيدهء شيطان در باب تخطئهء شيعيان به جهت كيفيت تعزيت داشتن ايشان براى حضرت سيد الشهداء و اهل بيت پيغمبر آخر الزمان ، در جواب آن سخنان وى ، به اين مضمون فرموده كه : من مىگويم كه كارهايى كه عوام الناس شيعه مرتكب مىشدند در ايام دههء عاشورا ، پس آن چيزى نيست كه به آن علماى كرام و فضلاى ذوى الاحترام خود به آن راضى باشند ، چه جاى آن كه خودشان به آن امر نيز ارتكاب مىنموده باشند ؛ و مع‌هذا اين رويه تعزيت آن حضرت ، نه چيزى است كه آن مخصوص به همين بلاد شيعيان باشد بلكه اين از جمله اموريست كه آن طريقه و عادت ساير عوام همهء ولايات عالم شده ، حتى در ولايت سنيان نيز مانند روم و هند و ماوراءالنهر و عمده آن چيزى كه مردم باقى شهرها و ساير ولايتها در آن با عوام شيعيان خودشان شريك مىباشند از عادتهاى بد و كارهاى حرام درين ماه محرم الحرام در ايام عاشورا تمام همين است كه اجلاف و اوباش خود همگى يراق‌پوش شده ، به نوعى با يكديگر جنگ و نزاع نموده و مىنمايند كه آخر منتهى و منجر به كشتن جمع كثيرى مىشود در آن ميان ازدحام و موجب مزيد قتال و جدال مىگردد ؛ يعنى كه اين خود البته در غير ايّام عاشورا نيز مكرر واقع مىشود پس تخصيصى به شيعه و ايّام عاشورا ندارد . و ايضا چنان نيست كه تمامى مجمع‌هاى تعزيهء آن حضرت در ايّام عاشورا در قباحت به نهجى باشد كه آن معلون خود حكايت كرده ، چه خلاف اين معنا البته خود به غايت واضح و ظاهر است بر آن كسى كه مكرّر خود به آن مجمع‌ها وارد شده باشد . و بر فرض محال كه در واقع ، همگى آن مجمع‌هاى تعزيهء آن حضرت در دههء عاشورا ( ص 119 ) بر اين منوال بوده باشد كه اين رأس و رئيس شيّادان خود نقل كرده است ، باز در جواب او مىگوييم كه ، اين معنا خود فعل اجامره و اوباش مىباشد و غرض و مقصد علما و صلحاى شيعه البته كه از حضور اين مجمع‌هاى تعزيه آن حضرت نيست به جز اطاعت پروردگار و گريه كردن براى فرزندان سيّد ابرار و ماتم‌دارى به جهت اهل بيت اطهار سيّد مختار و ايشان را مطلب ديگر در آن ميان نيست . پس اگر بالفرض درين بين ، در بعض احيان ، گناهى از جماعت فاسقان پنهانى كه به سبب آن اعمال قبيحه خود مستحق لعنت و عقاب از جانب حق تعالى در آن ابواب شوند ، سر زند ، پس البته و بال آن قبايح ، همين به
هامش
است . از جمله اين وصايا آن است كه به زودى شاه اسماعيل ظهور خواهد كرد ، آن‌گونه كه امير مؤمنان در روز صفين پس از كشته شدن عمار ، برخى از ملاحم را از جمله خروج چنگيز و شاه اسماعيل خبر داد . به همين دليل ، ابن فهد در اين رساله ، حكام هويزه را كه زمان اسماعيل را درك كنند ، توصيه به لزوم اطاعت از وى مىكند . افندى مىافزايد : ما شرح اين روايت و اين وصيت را در ترجمهء كتاب جاماسب‌نامه آورده‌ايم . نك : ذريعه 22 / 5 ش 104 ( نسخه‌اى از آن به شمارهء 170 در كتابخانهء مجلس موجود است ) . نيز نك : آقا بزرگ ، ذريعه ، 93 / 4 .