شدهاند كه در هيچ ناحيه از آن ولايت اصلا سنى . . . يافت نمىشود . ( ص 111 ) .
افندى در ادامه باز از انتقاد مير مخدوم شريفى در نواقض الروافض و نيز يوسف اعور در كتاب يادشدهاش ، از « طعن زدن در باب جشن روز عيد بابا شجاع الدين » ياد كرده و مىنويسد كه انتقاد ديگر اين مخالفان « در باب آيين و طور و طرز مطالب شر و شور شيعيان در حكايت تعزيت در ايام عاشورا در اوقات ماتم حضرت سيد الشهداء در ولايت ايران » است . اين اعتراضات در چندين جهت است : « اولا در باب اصل تعزيه داشتن شيعيان به جهت شهادت امام مظلومان » « ثانيا در باب خصوصيات اوضاع شيعيان در آن اوان به جهت ماتم آن امام محرومان نيز بحثها مىدارند ، على الخصوص اين نوع شكلهايى كه به جهت ماتمدارى آن حضرت - عليه صلوات الرحمن - مىسازند و اين قسم آيينبندىها و يراقپوشىها كه در آن ايّام ايشان مىكنند . ثالثا بر غنا و خوانندگى اهل ايمان در اثناى ذكر وقايع كربلاى معلّى ، خواه به نثر خواه به نظم و انشاد اشعار و مراثى نمودن ايشان نيز بعض سخنان ايراد كردهاند . » ( ص 112 ) افندى مىگويد كه آنچه ميرزا مخدوم و ديگر مخالفان در اين باره گفتهاند ، ابتدا خود نقل و نقد و سپس جوابهاى قاضى نور الله شهيد را نيز از كتاب مصايب النواصب كه آن را رد بر نواقض الروافض نوشته ، مىآوريم . سپس افندى به ترجمهء مطالب مير مخدوم دربارهء عزادارىها پرداخته است .
گفتار مير مخدوم در تخطئهء عزادارىهاى شيعه
ترجمهء عبارت مير مخدوم به نقل از افندى چنين است : « از عادتهاى بد شيعيان يكى ديگر اين است كه مجتمع مىشوند در دههء اول محرم الحرام بلكه در اواخر ماه ذى حجة الحرام ، نيز با لباسهاى فاخر و سلاحهايى كه يراق آنها طلا و نقره است و با رعونت و زينت تمام مىباشند . پس اين جماعت ، خود هميشه در روزها مىگرديدند با پسران ساده خودشان در كوچهها و بازارها و به تحقيق كه در دل ايشان جا كرده ايشان را بىتاب كرده همين دوستى فسق و فجور ، و مع هذا خودشان اين افعال قبيحهء خود را دوستى عزاى امام حسين عليه السلام از پيش خود نام مىكنند . ( ص 113 ) و به درستى كه آن عملهاى ايشان عين فتنه و فساد است و مرثيه خواندن ايشان نيز در حقيقت گفتگوى ايشان است با محبوبان ايشان و فرياد ايشان در تعزيهء آن حضرت از براى آن است كه آگاه كنند مطلوبان خود را و ايشان خودشان نگاه داشتهاند ، خلاصهء آنچه را كه در درونهاى پليد خودشان بوده و زبدهء آنچه را كه در باطنهاى تيرهء ايشان است ، از براى همين ايام عاشورا ؛ مجملا ظاهرشان حسينى است و باطنشان يزيدى است . اين است در روزهاى عاشورا حال ايشان . پس در شبهاى آن ، چون خواهد بود حال اين فاسقان بلكه فرصت زنا و پسربازى كه تنگ و مشكل بوده