كتاب حجج الانور فى رد شبه الاعور به اين مضمون گفته كه » شخصى كه در مسجد ، به عنوان قاتل خليفه كشته شد ، « مرد مؤمن صالح ديگر بوده كه وى را هواخواهان عمر به ناحق كشتهاند ، چون او را ابو لؤلؤ قاتل عمر خطاب ، به غلطى گمان و خيال كرده بودند و ليكن در واقع ابو لؤلؤ نبوده است . اما شيخ عز الدين حسن بن محمد بن على المهلبى الحلبى نيز در كتاب خود كه موسوم به انوار البدرية فى رد شبه القدريه كه وى نيز در رد آن كتاب يوسف اعور مذكور نوشته است ، گفته كه اين سخن را علماى شيعه قبول ندارند كه ابو لؤلؤ را على عليه السلام از مدينه به قم فرستاده ، و بر فرضى كه عامىهاى شيعه اين حرف را بگويند ، عالمان شيعه خود آن را تصديق نمىنمايند . » افندى مىافزايد : « پس اين سخن او بر علماى شيعه حجت نمىشود . » در واقع افندى كه خود معتقد است كه آمدن ابو لؤلؤ به كاشان وجهى از صحّت دارد ، اين سخن حلبى يادشده را نپذيرفته و مىگويد اگر مقصودش آن است كه به قم فرستاده نشده بلكه به كاشان آمده ، اين البته سخنى متين است ، اما اين كه ابو لؤلؤ در مدينه كشته شده ، اين همان عقيدهء سنيان است كه افندى آن را نمىپذيرد . پس از آن از كتاب اعور يادشده ، مطالبى دربارهء كيفيت قتل ابو لؤلؤ آورده كه بنا به اخبار ، يا او خودش را كشته يا مردم او را كشتهاند و نيز افزوده كه او نصرانى و كافر بوده است . افندى وعده مىدهد كه اين مطالب را بعدا جواب دهد . ( ص 109 - 110 )
تشيّع مردم كاشان
افندى كه آمدن فيروز را به كاشان پذيرفته ، مىافزايد : « مخفى نماناد كه اين مقدار تصلّب و تعصّب در شيعگى اهل كاشان كه سابقا نقل شده ، همه اينها به بركت ( ص 110 ) آمدن بابا شجاع الدين به ولايت ايشان و به سعى علماى مجتهدين شيعه كه در شهر و نواحى آن خصوصا كه در قريه راوند جمع شده بودند ، بهم رسيده بوده ؛ اين خود همگى حق و صدق بوده . و ليكن اين معنا خود رفته رفته به تدريج متغيّر و به سبب تقلّبات احوال روزگار غدّار براى مؤمنان و منقلب شدن احوال بر شيعيان كاشان و تسلط يافتن ملوك ذىشأن و سلاطين طوايف سنيان . . . بر ايشان ، آخر الامر در مذهب ايشان نيز انواع خلل راه يافته بود ، چه در اواخر به نوعى اوضاعشان پريشان و برهم خورده شده و در نظام احوالشان اختلال بسيارى بهم رسيده كه حال ايشان مانند ديگران گشته بود ؛ حتى سالهاى دراز اكثرى ، خود سنى مذهب نيز شده بودند و ليكن ثانيا به بركت خروج و ظهور سلسلهء سلاطين صفويه - انار الله برهانهم - و به ضرب شمشير حيدرى پادشاه سكندر جاه شاه اسماعيل ماضى صفوى - انار الله برهانه - باز احوال و اوضاع اهل كاشان مثل اوّل به اصلاح آمده و همگى ايشان ، خودشان به طريق سابق به تدريج شيعهء يكرنگ خالص گشته و حال به نوعى