اشفاقات شاهنشاهى سرافراز گشته و پيشواى شيعيان و ممتاز گرديده ( ص 15 ) و به فرموده آن دو پادشاه دينپناه ، اين پيشواى دين خودش به جهت هريك از شهرهاى ولايت ايران مرشد و معلم تعيين كرده ، بلكه به هر ده و قصبه نيز و در هر مكانى به مناسبت مردم آن به زبان معلمان از طلبه علم عربى لسان يا فارسى و تركى زبان فرستاده ، مردم هر ناحيه را به لغت خودشان به دين و آيين شيعه راهنمايى نموده ، حلال و حرام مذهب حق را به مردم آموخته مىكردهاند تا آن كه رفته رفته آن معلمان ، به سعى و جهد خود ، مقدمهء شيعگى و ايمان و معرفت مسائل دين مؤمنان را در آن زمان در دلهاى شيعيان ايران رسوخ مىدادهاند . حتى به نوعى ، علماى آن زمان اهتمام تمام در باب تعليم معلمان مىفرمودهاند كه اين بىبضاعت سالها قبل از اين ، نوشتهاى به مهر شيخ على كركى ديده كه اعتراض خود به يكى از معلمان ولايت كاشان نوشته بوده كه تو چون تعليم و ارشاد مردم كاشان به عمل مىآورى و حال آن كه من شنيدهام كه فلان مرد ، در فلان ده تا الحال لعن صريح بر اعداى دين بخصوص اسم به اسم نكرده و معهذا سنن و شرايع دين شيعه را نيز هنوز خوب فرا نگرفته است .
الحاصل اين فقير خاكسار اولا در كتاب رجال رياض العلماء خود مفصلا به عربى و در كتاب تحفة الصفيّة فى علماء الدولة الصفوية ثانيا ، به تقريب نقل احوال علماى آن عصرها به فارسى ، شرح اين مراتب را خود ذكر و بيان نموده است . مجملا اين شيوه مرضيه معلمان ، سالهاى دراز در ايران مستمر و متعارف ، و آن معلمان بر اين منوال پيوسته مىبودهاند .
نهايت در اين بين ، به علت بعض سوانح در بعض ولايتهاى ايران اين معنا منسوخ و متروك شده بود تا آن كه در عهد دولت ولىنعمت عالميان و قبلهء جهانيان باز اين امر مجددا برقرار و احياى مراسم اين طريقهء انيقهء اجداد بزرگوار خود مثل اول بلكه بهتر مقرّر فرموده بودند و مراتب تعليم گرفتن شرايع و دين مبين عود نموده و اشتغال معلمان مدتها بر نهج دلپذيرى تمشيت مىيافته ؛ و اما الحال قدرى وهن در اين ايام در چنين امر خيرى راه يافته تا به حدى كه ارباب غرض ، نوع ديگر به عرض رسانيدهاند ؛ در اين ولا اين امر خير و صدقه جاريه را ترك نمودهاند بلكه از اعظم امور كثير المفاسد و منافى آيين ملك و ملت به قلم داده ، حتى مخالف صلاح دين و دولت نيز اين چنين امرى را وانموده كردهاند ، و ليكن اين بىبضاعت از بواطن اهل بيت رسالت و اجداد طاهرين اميد آن دارد كه حق تعالى باز به خاطر مبارك اقدس انداخته ، مجددا امر به امضاء نموده اين امر خوب بىخطر و خير كثير نيز ان شاء الله مىفرموده باشند . بمنّه و جوده و كرمه . ( ص 16 )
از صفحهء 17 فايدهء سيم مقدمهء كتاب آغاز مىشود كه بحث از نسب خليفهء دوم است .
وى كوشش مىكند تا « على سبيل الاجمال » آنچه را كه در مصادر يافته ، در اينجا عرضه كند .
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 440
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٤٤٠