تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨

پيشينهء اصفهان

افندى سپس به قدمت شهر اصفهان پرداخته و اين كه كلمهء اصفهان از پاسخ مردم اصفهان در برابر دعوت نمرود براى جنگ با ابراهيم است كه گفتند : « اسپاه نه آن كه با خدا جنگ كند ، يعنى آن كه ، ما اگر چه سپاه توايم و ليكن آن چنان سپاهى نيستيم كه با خدايى كه ابراهيم را پيغمبر كرده و به جهت خلق فرستاده نيز براى خاطر تو جنگ كنيم ؛ و رفته رفته اين كلمه‌هاى ايشان را مختصر و معرّب كرده‌اند تا آن كه كلمه اسپاه نه ، الحال لفظ اصفهان شده است » . وى با اشاره به اين كه اصفهان قديم ، همين شهرستان بوده ، مىافزايد « و عمده عمارت‌هاى بزرگان در كنار رودخانهء زرينه‌رود كه به زاينده‌رود شهرت دارد مىبوده و به حيثيتى معمور بوده كه در صبح و شام ، مردم اكابر هر روز به قدر چهارصد آفتابه طلا از بالاخانه‌هاى كنار رودخانه به ريسمان بسته به رودخانه پايين فرستاده آب را پر كرده به جهت خود بالا مىكشيده‌اند و بعد از اسلام كه اكثر آن عمارت‌ها به علت طغيان آب رودخانه و قتل عام‌ها ويران و خراب شده ، ثانيا براى آن كه از ضرر آب رودخانه محفوظ باشند از آب دور گشته ، شهر كهنه بنا شده و مدار آب خود را به آب چاه‌ها مىگذرانيده‌اند و سالهاى دراز در آن طرف معمورهاى بسيار عظيم مىبوده ؛ و ثالثا آن‌ها نيز به تقريبات چند از قتل و غارت ، اكثرى باز باير و خراب گشته تا در ايام دولت سلاطين صفويه - انار الله برهانهم - مجدّد معمور گشته و شهر نو نيز به آن محلق و منضم گرديده است . » ( ص 13 )

تشيع در ايران پيش از صفوى و بعد از آن

به هر حال ، اصرار افندى براى شرح اين مطالب ، آن است كه بگويد « بالجمله اغلب اوقات ، اوضاع دين مؤمنان در ولايت ايران ، به غايت مختل و براى شيعيان همچنان شوريده مىبوده است تا زمان ظهور دولت ملوك ديالمه كه در آن ايام ، چند روزى شيعيان به قدرى زنده شده ، جانى گرفته ( ص 13 ) بوده‌اند . بعد از ايشان باز سنيان بر شيعيان غلبه نموده بودند تا آنكه اوقات زمان سلطنت سلطان محمد خدابنده [ م 716 ] بناكنندهء شهر سلطانيه كه از نواده‌هاى چنگيز خان بوده كه در رسيده ، قدرى اوضاع شيعيان خوب شده بوده ؛ چه در آن اوان ، در ايران ، به بركت آمدن علامه حلى از عراق عرب به عراق عجم و به سعى ملا حسن كاشى و امثال ايشان ، اين پادشاه از خداآگاه ، خود بصيرتى بهم رسانيده ، خودش توفيق آن يافته كه شيعه شده بوده و به قدرى پنج شش سالى اوضاع شيعيان ايران فىالجمله در زمان او انتظامى يافته و ايشان از تشويش خاطر به قدر برآمده بوده‌اند كه به تقدير الهى اجل موعود به آن پادشاه مبرور مغفور امان نداده ، به زودى او از عالم فانى به عالم باقى