ارتحال نموده و باز به اوضاع مؤمنان و احوال شيعيان ايران اختلال تمامى راه يافته و طوايف ملوك و سلاطين اهل سنت و مخالفان ، غلبه بر شيعيان ولايت ايران دست يافته ، باز تقيّه به جهت شيعيان بسيار شديد گشته بوده تا آن كه چند روزى كه پادشاه شيعه مؤمن خالص علىّ بن مؤيد سبزوارى در خراسان خروج نموده و كتابت به آدابى تمام ، خود به خدمت شيخ شهيد جبل عاملى [ م 786 ] نوشته و آن مكتوب را با وزير خودش به شام ارسال نموده و آن جناب را تكليف آمدن به خراسان كرده بوده و شيخ شهيد عذرها فرموده و در عوض آمدن خود كتاب متن لمعه را در فقه به جهت ايشان نوشته و فرستاده و ليكن دولت اين پادشاه موفق نيز از راه بىطالعى شيعيان ايران چندان پاينده نبوده زود به سرآمده و تيمور لنگ كه سنّى متعصّب بوده و از طرف دشت قبچاق و ماوراءالنهر خروج كرده ، بر ولايت ايران دست يافته ( ص 14 ) بلكه اكثر جاهاى معموره از ايران و روم و هندوستان و تركستان را گرفته ، لابد اين علىّ بن مؤيد را نيز مغلوب و اسير ساخته ، همراه خود برده و دولت و رفاهيت شيعيان بعد از آن باز به سر آمد و به همين تقريب ظهور سلطنت تيمور سنى و سلسلهاش به جهت تسلط پادشاهان سنّيان ، باز اهل سنّت و جماعت در ولايت ايران به غاية الغايه قوى و شيعيان ايران بىنهايت عاجز و ضعيف شدهاند و مؤمنان بىپروبال سالهاى دراز بر آن منوال مىبودهاند تا به حدى كه همه ولايات ايران مملو از كفر و ضلالت و مثل ازمنهء سابقه ، اعداى دين بر همگى مؤمنين تسلط به نوعى به هم رسانيده بوده كه كسى از شيعيان اظهار مذهب خود در ايران نمىتوانست نمود .
تا آن كه آخر ، آفتاب عالم تاب دولت ملوك صفويه - شكّر الله مساعيهم - از افق آسمان ايمان طلوع و ظهور كرده و نورشان عالمگير شده و پادشاه سكندر جاه شاه اسماعيل - انار الله برهانه - در آذربايجان خروج و بر ولايت ايران و اكثر توران و بر بعضى از ديار روم نيز مسلّط گرديده ، در آن وقت ، جماعت شيعه از هر گوشه و كنارى از بابت آهوان رم ديده بر دور آن معين مؤمنان بل پدر و مادر مهربان شيعيان از همه مكان خصوصا بلاد ايران گرد آمدند و يكهيكه علماى شيعه در ايران بهم رسيدند و بعد از آن كه نجل سعادتمند او به عرصه آمده و نخل برومندش پادشاه جنّت مكان شاه طهماسب صفوى - انار الله برهانه - نيز جانشين پدر خود كه گرديدند و هريك از ايشان همّت بر دفع اعادى دين مبين و رفع مرتبه .
شيعيان امير المؤمنين - عليه السلام - گماردند ، آن وقت اوضاع شيعيان اهل ايران كما هو حقّه منتظم گرديده .
و ليكن چون چنان مجتهد و عالمى در آن اوقات در ايران نبوده و اكثرى مؤمنان در اصول و فروع خود باز نادان بودند ، تا آن كه در عهد آن پادشاهان فردوس مكان ، مكرر شيخ على كركى خود از بلاد جبل عامل و ديار شام و عراق به ولايت ايران آمده و آخر الامر به
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 439
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٤٣٩