اين رساله ، عجالتا به قدرى كه شايان شأن اين زمان و مكان بوده باشد ، ان شاء الله تعالى نيز ايراد مىنمايد و ليكن عمدهء احوالش ، در طى فصول مقصد اول ان شاء الله العزيز مشروح مىشود و باقى حالاتش در مطاوى مطالب مقصد دوم نيز به عون الله تعالى مذكور خواهد شد . » ( ص 31 )
افندى سپس به بيان احوال فيروز پرداخته ، از شرح لفظ ابو لؤلؤ آغاز مىكند . سپس اشاره مىكند كه شمارى فيروز نام در ميان صحابه و تابعين بوده كه بايد آنها را نيز معرفى كند تا خلطى پيش نيايد . در اين زمينه ، شرحى از احوال فيروز ديلمى كه از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و قاتل اسود عنسى بوده ، بيان كرده ( ص 32 ، 33 ) سپس از فيروز بن كعب ازدى از اصحاب امام صادق عليه السلام و سوم فيروز بن عبد الله واذعى همدانى كوفى ياد كرده است . آنگاه از پاك اعتقادى فيروز ابو لؤلؤ سخن گفته و اين كه به رغم غلامى مغيرة بن شعبه يا خالد بن وليد ، فردى خوش اعتقاد بوده است . در اينجا مىنويسد :
« خوبى بابا شجاع الدين در ميان متقدمين علماى شيعه ، نزاع و شبهه مطلقا نبوده ، اگرچه در اين باب در ما بين بعضى علماى متأخرين ، از راه عدم مراجعت به كتابهاى فضلاى سابقين شيعه و محدثين متقدمين اثناعشريه اشتباهى رخ نموده است » . پس اين كتاب بايد در رد بر همان « بعضى » نوشته شده باشد كه پيش از اين هم اشارتى به او شده بود .
ابتدا به صورت اجمال ، دلايلى كه بر مسلمان بودن و شيعه بودن فيروز در منابع آمده ، آورده است ( ص 34 ، 35 ) . سپس در استدلال بر مسلمان بودن او ، به وضعيت برادر او ذكوان كه محدث بوده و برادرزادهاش ابو الزناد فقيه مدينه ، استشهاد كرده كه نشان مىدهد خانوادهء اينان مسلمان و از جملهء فقها بودهاند . وى دربارهء ذكوان مطالبى از كاشف الرجال ذهبى و رجال شيخ طوسى و استيعاب ابن عبد البر نقل كرده است . ( ص 36 - 37 ) . پس از آن ، به معرفى مغيرة بن شعبه ، مالك و صاحب فيروز پرداخته و به نقل از نزهة الكرام و بستان العوام كه آن را از آن سيد جليل مجتبى بن الداعى الحسنى الرازى الامامى دانسته ، « 1 » و نيز كتابى از صدوق دربارهء توحيد و نبوت و امامت و معجزات ايشان كه « بعضى از علما ، آن را در حوالى عصر او به فارسى ترجمه كردهاند » مطالبى دربارهء او آورده ، از جمله اين كه او نيز در شمار اصحاب عقبه - بيست و پنج نفرى كه قصد كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله را داشتند - بوده است . سپس نام تكتك اين بيست و پنج نفر را آورده است . ( ص 40 ) .
از بحثهايى كه دربارهء اسلام فيروز صورت گرفته ، نتيجه چنين شده است كه « الحاصل ، در شيعگى و خوبى و فيروز بختى فيروز ، در واقع نزد محققين علماى شيعه ،
هامش
( 1 ) . اين كتاب در دو مجلد به تحقيق محمد شيروانى چاپ شده و مؤلف آن ، محمد بن حسين بن حسن رازى مؤلف تبصرة العوام معرفى شده است . ( تهران ، 1362 )