تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
تعصب سنىگرى قزوينيان كه هميشه در زمان‌هاى سابق در تسنن خود شهرهء آفاق بوده‌اند ، چنانچه الحال به بركت دولت سلاطين صوفيه همگى در تشيع خود چنين طاق‌اند ، گفته كه :
خوارم اندر ولايت قزوين * چون عمر در ولايت كاشان
و شاعر ديگر كه خودش ساكن كاشان و سنى و بد مذهب بوده در باب وصف حال خود در شهر كاشان گفته كه :
خوارم اندر ولايت كاشان * چون على در ولايت عمان
« حتى هميشه فضلا و علماى شيعه در شهر و دهات كاشان ، خصوص در قريهء راوند مىبوده‌اند و قصه اهل كاشان در باب جشن‌ها و كارهايى كه در روز عيد بابا شجاع الدين مىكرده‌اند ، بعد از اين مفصلا ان شاء الله تعالى مذكور مىشود ، و ليكن آخر الامر رفته رفته به علت دير شدن ظهور حضرت صاحب الامر عليه السلام و از راه غلبه نمودن شياطين انس و جان و تسلط يافتن ملوك و سلاطين مخالفان و تغلب علماى سنيان در سابق زمان بر ايشان ، جماعت اهل كاشان همگى باز ( ص 6 ) چنان سنى متعصب شده بوده‌اند كه از اهل سنّت نيز سنىتر مىبوده‌اند ، بلى شايد قليلى از ايشان به رأى شيعگى خود باقى مانده بودند و بر طريقهء حق ثابت قدم بوده‌اند ، حتى آن كه مرحوم مبرور شيخ على كركى براى هدايت نمودن اهل كاشان محتاج شده بوده‌اند كه معلم و مرشدى كه ايشان را به دين حق هدايت مىنموده باشد مقرّر و كسى را كه تعليم شرايع دين شيعه ايشان نمايد نيز خود تعيين و ارسال مىكرده‌اند . » ( ص 7 ) .

تسنن اصفهانىها

تسنن اصفهانىها ريشه‌دار بوده است ؛ چرا كه « احوال مردم اصفهان از آن غريب‌تر بوده ، چه كار ايشان از مذهب تسنن نيز گذشته بوده بلكه همگى از قديم الايام ناصبى واقعى گشته بوده‌اند ؛ حتى قصهء غايت نصب و عداوت ايشان با اهل بيت رسالت به نوعى بر همگى معلوم بوده كه ساكنان آن ضرب المثل در ميان اهل عالم در اين باب گرديده بودند » . « 1 » ( ص 7 ) پس از آن چند نقل در اين باب آورده . نخستين آن‌ها از كتاب الخرائج و الجرائح
هامش
( 1 ) . در تبصرة العوام ( ص 101 ) آمده است كه وقتى امويان سنت لعن بر امير المؤمنين عليه السلام را رواج دادند ، در همهء شهرها برقرار شد كه طى هزار ماه حكومت اموى ادامه داشت ؛ بعد مىنويسد : و اهل اسفراين و اصفهان ، برين پنجاه ماه زيادت بكردند و چون ظاهر نتوانستند كردن در اصفهان ، بعد از بانگ گفتندى : هو هو ؛ و آن منارهء هو هو را در زمان عبد اللطيف خجندى خراب كردند . و در اسفراين همچنان در زمان ما نيز بعد از بانگ نماز سحر مؤذن گويد : سنّت سنّت ؛ و آن قوم چون اين شنوند ، لعنت بر خاندان كنند .