تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
غريبه و قضيه‌هاى عجيبه ايشان حكايت انار است . » ( برگ 13 ر ) « 1 » حكايت انار چنين است كه حاكمى سنّى در بحرين انارى را از كوچكى كه بر درخت بوده ، قالب‌گيرى كرده و روى قالب نام خلفا را نوشته بودند تا به مرور كه انار بزرگ مىشود ، اسامى روى آن حك شود . وقتى انار بزرگ شد ، در حالى كه نام خلفا روى آن ثبت شده بود ؛ آن را بيرون آوردند و به عنوان دليل طبيعى براى اثبات حقانيت خلفاى نخستين ، به شيعيان نشان دادند . شيعيان از ديدن آن شگفت‌زده شدند ؛ اما با توسل به امام زمان عليه السلام حيلهء مخالفان را دريافته و آن را افشا كردند ( برگ 13 - 14 ) . « 2 » افندى پس از آن به تشيع مردم قم پرداخته شده و اين كه « شهر قم كه اهل آن ولايت و لا سيما جماعت عربان اشعريان پيوسته ابّا عن جدّ شيعه اهل بيت رسالت بوده‌اند و از زمان ائمهء هدى تا اين زمان ، هميشه بر تشيع خود باقى مىباشند . » ( برگ 15 ر ) . آنگاه به تشيع در شهر سبزوار پرداخته شده و اين كه « اهل سبزوار نيز از قديم الايام شيعه بوده‌اند ؛ پس ايشان نيز خود به اقسام مصيبت‌ها در اين مدت مبتلى و به انحاى تعديات ملوك مخالفان و حكام سنيان . . . گرفتار گشته بودند ؛ حتى در عهد دولت صفويه و در ايام فترت و تسلط ازبكيه شوميه بر بلاد خراسان نيز از راه شيعگى ، ايشان به بلاها افتاده بودند » . پس از آن حكايت معروف « سبزوار است اين جهان كج‌مدار - ما چو بوبكريم در وى خوار و زار » « 3 » را آورده است . ( برگ 15 پ ) . « 4 »

تشيع كاشان

تشيع كاشان در ادامه آمده و اين كه « اهل كاشان ، پيشينيان ايشان ، اگرچه اولا چنان در ايمان خود متعصب و صاحب بصيرت و يقين بوده‌اند كه از قديم الايام جماعت شيعيان در كاشان معتقد به وجود صاحب الزمان بوده و سالهاى دراز هر صبح زودى همگى اهل شهر كاشان مكمّل و مسلّح گشته از شهر خود بيرون رفته تا به هنگام شام در بيرون شهر مهيّا و منتظر خروج امام منتظر حضرت صاحب الزمان عليه السلام قبل از وقوع روز محشر مىبوده‌اند ؛ به اين اميدوارى ايشان چه هر روزه خود كه از خواب برمىخواستند ، كمر خدمت به ميان بسته ، بدين منوال اوقات خود را پيوسته مىگذرانيده‌اند و لهذا ملا حيرتى شاعر شيعى چنانچه بعد از اين مىآيد ، در شأن غايت شيعگى مردم كاشان و در باب ( ص 5 ) نهايت
هامش
( 1 ) . از اينجا به بعد ، نسخه اصل دستنويس خود ميرزا عبد الله موجود است . ( 2 ) . اين حكايت در كشكول شيخ يوسف بحرانى ، ( نجف ، مطبعة النعمان ، 1961 ) ج 1 ، ص 129 آمده است . ( 3 ) . شعر از مثنوى ملا جلال الدين رومى است . ( 4 ) . نسخه پاكنويس در اينجا دچار سقط شده و خبر تشيع كاشان در آن نيامده است .