دارد . مخفى نماند كه ما در اثناى اين رسالهء فيروزيه در چندين موضع ديگرش ، مكرر نيز ان شاء الله ، به قدرى از حقوق دينى اين سلسلهء عليّه صفويه به تقريبات ديگر نيز ان شاء الله سبحانه ، بيان خواهيم نمود ؛ و الحال مجملا مىگوييم كه پوشيده نخواهد بود كه جماعت شيعهء اثناعشريه ، اگرچه خود فى نفسه هميشه متفرق و متشتت در بلاد و در تحت ستر تقيّه مختفى و مع هذا در عرض اين مدت به جهت ايشان مطلقا رفاهيتى و فراغ بال و خاطر جمعى نمىبوده و خصوصا اختيار و تسلطى براى اعداى دين . . . كه ايشان را البته كمتر مىبوده ، بلكه در عصرهاى سابق هرگز اين مراتب به جهت مؤمنان ممكن نمىبوده ، چه گاه ، پادشاه ايشان ، پادشاهان سنيان و گاه كافران بودهاند . بلى مجمع عمدهء شيعيان و لا سيّما علماى ايشان از قديم الايام اغلب اوقات در غير ولايت ايران بوده ، مثل بلاد جبل عامل شام و بلاد بحرين و شهر حلّه و بعد از آن ، در اواخر بلدهء حيدرآباد و مانند ( برگ 12 ر ) اينها نيز مىبودهاند و ليكن ايشان در اين مدت به تقيّه زندگانى مىكردهاند .
و اما در ولايت ايران ، شهرى كه اغلب اوقات محل اجتماع شيعيان و مؤمنان مىبوده و سنى در آن نادرا وجودى مىداشته ، معدودى چند است از شهرهاى كوچك و ليكن با كثرت تقيّه ، مثل شهر قم و شهر آوه كه قريب به شهر ساوه و مقرّ سنيان بوده و الحال خراب شده و ديگر شهر سبزوار و شهر اردبيل به بركت شيخ صفى الدين عليه الرحمة و شهر استرآباد و شهر كاشان و مع ذلك سكنهء آنها نيز همگى قبل از ظهور اين دولت گردون عدت در كمال تعب و زحمت و شدت و مشقت از دست تعدى و ظلم سنيان زندگانى مىكردهاند ، حتى رفته رفته بعضى سست اعتقاد نيز شده بودهاند و از جمله شهر استرآباد خود سالها اگرچه خانهء شيعه بوده و اما آخرها به انواع بلاها در دين و دنيا گرفتار شده بودهاند و اهل آوه نيز به دستور ، بلكه بيشتر سنّيان بريشان چنان مسلط شدند كه شهرستان را ويران و خودشان را پريشان و متفرق بلكه مستأصل و از بيخ و بنيان بركندند »
تشيع بحرين و سبزوار
و اهل بحرين كه از اول دين اسلام همگى اسلام آوردهاند ؛ از زمانى كه سكنهء آن خودشان هدايت يافته در به دو ايام اسلام به مدينهء طيبه آمده ، از طيب خاطر ولايت خود را بدون جنگ و جدال پيشكش رسول خدا صلى الله عليه و آله نموده به آن حضرت ، كما هو حقّه ايمان آورده بودهاند و از آن تاريخ الى الآن ، هميشه شيعهء اهل بيت رسالت و با اخلاص مىبودهاند ؛ باز ايشان نيز به انواع بلاها از دست ناصبيان و سنيان بلكه كفار فرنگان و غيرهم نيز گرفتار و ايشان نيز سالهاى دراز خود را به تقيّه مدار مىكردهاند و از جمله قصههاى