تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
فيروز ، فصل دوم : در بيان آن كه روز عيد بابا شجاع الدين چه وقت و چه روز بوده است و در كدام ماه واقع شده است . فصل سيم : در بيان كيفيت واقعه مقتل » خليفهء دوم . « امام مقصد دوم پس از آن مشتمل بر دو مطلب است : مطلب اول در بيان فضايل و اسامى شريفهء اين روز عيد بابا شجاع الدين . مطلب دوم در بيان اعمال منيفهء اين عيد بابا شجاع الدين . » خاتمه نيز چند بحث متفرق دربارهء وقايع روزهاى پايانى حيات خليفهء دوم است . ( برگ 5 پ ) افندى در فايده نخست اشاره به اين نكته دارد كه در ميان علماى قديم شيعه در باب ابو لؤلؤ ، اختلاف نظرى وجود نداشته و او را از خواص امير المؤمنين عليه السلام مىدانستند ؛ در حالى كه در منابع اهل سنت ، آن‌چنان كه در مقصد اول و دوم به آن پرداخته شده ، اختلاف نظر زيادى دربارهء آيين ابو لؤلؤ وجود دارد . ( برگ 6 ر ) در اين منابع ، ابو لؤلؤ را گاه مسيحى ، گاه زرتشتى و گاه به صورت كلى كافر دانسته‌اند و شاهدشان هم گفتهء خود خليفهء دوم پس از مجروح شدن اوست . به نظر افندى ، روايات اهل سنت در اين باره ، گاه ميان برخى از شيعيان نيز رسوخى يافته است ، به طورى كه « رفته رفته كه مردم نادان شيعيان به عرصه آمده‌اند و يا جمعى كه بهرهء كاملى خود از تتبع كتب طوايف نمىدارند و سرسركى نظرى به كتاب‌هاى تواريخ فارسى و عربى خاصه و عامه و حديث‌هاى پوچ سنيانه انداخته مراجعت تمامى به مؤلفات قديم و حديث قدماى علماى شيعه و احاديث ايشان ننموده و يا نديده و يا نداشته‌اند ، لابد بدون تأمل و تدبر ميل و بعضى جزم به بدى بلكه كفر اين بابا شجاع الدين مذكور و برخى توقف در نيكى و بدى و كفر و ايمان او نموده‌اند . » ( برگ 7 ر ) . افندى در فايدهء دوم نيز به ادامه بحث از اختلاف نظر در اين باره و تعيين تاريخ قتل خليفهء دوم پرداخته و در اينجا نيز به تأثيرپذيرى شيعيان از تواريخ سنى پرداخته است : « و جمعى از شيعيان نادان اولا حتى بعضى از اكابر علما و دانايان شيعيان و نيز ثانيا كه اكتفا به مطالعهء همين كتاب‌هاى سنيان كه متداول و مشهور فىمابين الفريقين بوده مىنموده‌اند ، آن‌ها نيز من حيث لا يشعر اذعان به صدق اين قول ايشان كرده ، بدون آن كه مطلع بر حقيقت حال شده ، مراجعت به كتب معتبرهء خودشان و احاديث جليلهء علماى شيعيان نمايند ، آن را در كتاب‌هاى خود آورده‌اند . » به نظر افندى ، تغيير تاريخ قتل خليفه از ربيع الاول به ذىحجه ، نوعى تحريف تاريخ از سوى اهل سنت بوده است ؛ درست همان‌طور كه « جمعى از اين سنيان ، چنانچه بعض علماى ايشان حتى فيروزآبادى در كتاب قاموس خود نيز اشاره به آن كرده ، گفته‌اند كه روز عاشورا ، عبارت از روز نهم محرم الحرام است ، با وجود آن كه هر صاحب شعور زبان دان عارف به لغت عرب ، بلكه عوام نيز اين معنا را مىدانند كه عاشورا نام روز دهم و تاسوعا نام روز نهم محرم است . » ( برگ 8 ر ) . وى مىافزايد اگر اين صرفا اختراع يك اصطلاح باشد ، ما را با آن كارى نيست ، اما به نظر مىرسد كه انگيزهء ديگرى در