ساير كفار ؛ « 1 » رساله در رؤيت هلال قبل الزوال ؛ رساله در نماز جمعه ؛ حواشى بر قرآن ؛ تعليقات بر كتب اربعه و برخى ديگر از كتابهاى فقهى و اصولى و ادبى . افندى سپس دربارهء محلهء خودشان كه محله شيخ يوسف بنا بوده شرح مىدهد كه محلهاى است خارج از اصل شهر اصفهان ؛ اما متصل به آن و مردم آن را شيخ بنا مىگويند . اين شيخ يوسف از صوفيان مشهور بوده و نام اصلى او محمد بن يوسف بناست كه خود و فرزندانش به كار بنايى اشتغال داشتهاند و تا وقت مرگ در اين محله مىزيسته است و بقعهء او نيز تا به امروز برجاىمانده و به همين جهت محله به نام او مشهور شده ؛ گرچه من زمان زندگى او را نمىدانم و البته پيش از دولت صفوى بوده است . يكى از اولاد اين شيخ يوسف بنا ، ميرزا شاه حسين اصفهانى وزير شاه اسماعيل صفوى است كه وزير عاقل و كامل و مدبرى بوده و توسط برخى از نوكران شاه مزبور كشته شده است . خانهء اين وزير نيز در همين محله ، متصل به بقعهء شيخ يوسف است . « 2 » وى در جاى ديگرى هم از اين محلهء خود ياد كرده است . « 3 »
يكى ديگر از خويشان افندى ، آقا ميرزا عنايت الله بن آقا محمد مؤمن بن محمد باقر اصفهانى است كه دايى وى بوده و او با تعبير فاضل ، عالم ، بصير ، ناقد و از « اهل بيت الدولة و العزّ و الرفعة » ياد كرده است . وى همدرس با پدر افندى بوده ، اما جوانمرگ شده و افندى وى را درك نكرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . اين نكته مربوط به داستانى است كه در اصفهان پيش آمد و وحيد قزوينى شرح كامل آن را در عباسنامه ( تصحيح دهگان ، صص 305 - 306 ) آورده است . داستان از اين قرار بود كه هندىها ، بر اساس رسم خود ، مىبايست در حالى قسم بخورند كه دست خود را روى روغن داغ بگذارند . اين كار دشوارى بود ، و برخى از افراد ، با سوء استفاده از اين نكته ، ادعاهايى عليه تاجران هندى در اصفهان مطرح كرده و چون آنها نمىتوانستند چنين قسمى بخورند ، مجبور به پرداخت مبلغ مورد ادعا مىشدند . اين مسئله مورد اعتراض هندىها قرار گرفت و كار به شاه عباس دوم رسيد . وى جمعى از علما را بر آن داشت تا شورايى فقهى تشكيل داده و در اين باره به بحث بپردازند . اين افراد عبارت بودند از ميرزا رفيعا نائينى ، محقق سبزوارى و آقا حسين خوانسارى و همچنين فيض كاشانى . به نظر مىرسد كه پدر افندى نيز اين رساله را به هدف همان بحث نوشته است .
( 2 ) . افندى ، ج 4 ، صص 306 - 309 . دربارهء شيخ محمد بن يوسف بنا بنگريد : تذكرة القبور يا گنجينهء دانشمندان اصفهان ، ( مصلح الدين مهدوى ، اصفهان ، 1348 ) ؛ گنجينهء آثار تاريخى . اصفهان ، ( لطف الله هنرفر ، اصفهان ، 1350 ) ؛ آثار ملى اصفهان ، ( ابو القاسم رفيعى مهرآبادى ، تهران ، انجمن آثار ملى ، 1352 ) ، ص 27
( 3 ) . افندى ، ج 2 ، ص 259 . محلهء يادشده در زاويه خيابان شريف واقفى فعلى و خيابان نشاط و در واقع در جنوب غربى محلهء قلعه طبرك قرار داشته است .
( 4 ) . افندى ، ج 4 ، صص 301 - 302