گفتار علامهء روضاتى دربارهء رياض العلماء
مهمترين كتاب افندى كه تنها نيمى از آن برجاىمانده ، كتاب رياض العلماء است . استاد سيد محمد على روضاتى ، شرحى از چگونگى برجاى ماندن نيمى از اين كتاب و از ميان رفتن نيم ديگر بيان كردهاند كه نقل آن در اينجا مغتنم است . ايشان نوشتهاند :
علامهء مرحوم ميرزا عبد الله اصفهانى - تبريزى الاصل و معروف به افندى - مصنف اثر گران قدر رياض العلماء متولد ( 1067 ظ ) تا بيستسالى پس از درگذشت استاد بزرگوارش علامهء مجلسى ( م 1110 ) براى تهيه مواد اين اثر بىهمتا ، بارها به شهرها و قرا و قصبات گوشه و كنار ايران و برخى از ممالك ديگر سفر كرده و هر كجا نسخهاى از آثار علماى اسلام يافته ، در كتاب خود از آن خبر داده و حتى دارندهء نسخه را نيز گهگاه شناسانده است .
با افسوس بسيار ، بيش از نيمى از نسخهء اصل اين كتاب كلان در دست نيست و آن نيم ديگر كه بسى مهمتر بوده ، در حدود دويست و پنجاه سال پيش ، يعنى پس از ختم غائلهء مهاجمان افغان و دوران نادرى ، به وسيلهء علامهء زمان ، مرحوم سيد نصر الله شهيد حائرى ، از بازماندگان مؤلف خريدارى و با مخطوطات ارزشمند فراوان ديگر از اصفهان و ايران خارج گرديده و تا اواخر قرن دوازدهم نيز در كربلاى معلّى در كتابخانهء آن شهيد بزرگوار موجود بوده است ، چه محدث فقيه نامدار مرحوم شيخ يوسف بحرانى ( م 1186 ) از آن بخش رياض در تأليف لؤلؤة البحرين و كشكول انيس المسافر بدون شناسائى نام مؤلف و نام كتاب ، بهره برده و نقل كرده است . ناشناس بودن ، از آن روى رخ داده كه ميرزا عبد الله در اواخر عمر ، تمامت دارايى خود از كتب و رسائل و مؤلفاتش را ميان دو فرزند پسر خود - ميرزا احمد و ميرزا زين العابدين - تقسيم نموده و به آنان بخشيده است و از آن ميان ، نيمى از رياض العلماء كه سهم ميرزا احمد و مشتمل بر حرف عين و داراى شرح حال خود مؤلف بود ، در اصفهان بر جاى ماند و آن نيم ديگر - كه بخصوص داراى تراجم بسيار مهم حرف م علماى شيعه بود - نصيب شهيد حائرى شده و در آن نام مؤلف وجود نداشته است .
نيمى كه در اصفهان بجاى ماند ، مورد استفادهء آية الله العظمى صاحب روضات الجنات واقع گرديده و به حمد الله تعالى تصوير كاملى از آن نيمهء اصل - در 579 صفحه به قطع رحلى - نزد اين ضعيف موجود است .
بارى ، هيچيك از علما و مصنفين جز مرحوم شيخ يوسف بحرانى از آن نيمهء مهم رياض العلماء سخنى نگفته و نقلى ننمودهاند ، و پس از وى ، سرنوشت آن اوراق گرانقدر به كلى نامعلوم است ، حتى در آثار و فوائد رجالى و اجازات فراوان بزرگانى كه در آن ايام در عتبات عاليات مىزيستهاند ، مانند محقق بهبهانى ( م 1206 ) و فرزند دانشمندش صاحب